تبليغاتX
html> مرداب

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در چهارشنبه 4 دی1387 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



 

 

مرداب

 

 

گل نيلوفر در مرداب مي‌رويد تا همه بدانند در سختي‌ها، بايد زيباترين‌ها را بيافرينند...

 

 

             

 

 

درباره وبلاگ

ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير
مونده يك مرداب پير توي دست خاك اسير
منم اون مرداب پير از همه دنيا جدام
داغ خورشيد به تنم زنجير زمين به پام
من همونم كه يه روز مي‌خواستم دريا بشم
مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم تا به فردا برسم
اولش چشمه بودم زير آسمون پير
اما از بخت سيام راهم افتاد به كوير
چشم من به اونجا بود پشت اون كوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام يه چاله كند
توي چاله افتادم خاك منو زندوني كرد
آسمونم نباريد اونم سرگروني كرد
حالا يه مرداب شدم يه اسير نيمه جون
يه طرف ميرم تو خاك يه طرف به آسمون
خورشيد از اون بالاها زمينم از اين پايين
هي بخارم مي‌كنن زندگيم شده همين
با چشام مردنمو دارم اينجا مي‌بينم
سرنوشتم همينه من اسير زمينم
هيچي باقي نيست ازم لحظه‌هاي آخره
خاك تشنه همينم داره همراش مي‌بره
خشك ميشم تموم ميشم فردا كه خورشيد مياد
شن جامو پر مي‌كنه كه مياره دست باد


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


آرشیو موضوعی

عکس


پیوندهای روزانه

روزنامه جام‌جم


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387


طراح قالب

M A H D Y


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

     

شيطان جنس كهنه مي‌فروشد

شيطان

شيطان مي‌خواست كه خود را با عصر جديد تطبيق بدهد، تصميم گرفت وسوسه‌هاي قديمي و در انبار مانده‌اش را به حراج بگذارد. در روزنامه‌اي آگهي داد و تمام روز، مشتري‌ها را در دفتر كارش پذيرفت.

حراج جالبي بود: سنگ‌هايي براي لغزش در تقوا، آينه‌هايي كه آدم را مهم جلوه مي‌داد، عينك‌هايي كه ديگران را بي‌اهميت نشان مي‌داد. روي ديوار اشيايي آويخته بود كه توجه همه را جلب مي‌كرد: خنجرهايي با تيغه‌هاي خميده كه آدم مي‌توانست آنها را در پشت ديگري فرو كند، و ضبط صوت‌هايي كه فقط غيبت و دروغ را ضبط مي‌كرد.

شيطان رو به خريدارها فرياد مي‌زد: نگران قيمت نباشيد! الان برداريد و هر وقت داشتيد، پولش را بدهيد.

يكي از مشتري‌ها در گوشه‌اي دو شيء بسيار فرسوده ديد كه هيچكس به آنها توجه نمي‌كرد. اما خيلي گران بودند. تعجب كرد و خواست دليل آن اختلاف فاحش را بفهمد.

 شيطان خنديد و پاسخ داد: فرسودگي‌شان به خاطر اين است كه خيلي از آنها استفاده كرده‌ام. اگر زياد جلب توجه مي‌كردند، مردم مي‌فهميدند چطور در مقابل آن مراقب باشند.

با اين حال قيمتشان كاملاً مناسب است. يكي‌شان «شك» است و آن يكي «عقدة حقارت». تمام وسوسه‌هاي ديگر فقط حرف مي‌زنند، اين دو وسوسه عمل مي‌كنند.

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در جمعه 20 دی1387 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



داستانک

روزي دختر كوچولويي از مادرش پرسيد:

«مامان! نژاد انسان‌ها از كجا اومد؟»

مادر جواب داد:

«خداوند آدم و حوا را خلق كرد. اون‌ها بچه‌دار شدند و اين جوري نژاد انسان‌ها به وجود اومد.»

2 روز بعد دخترك همين سوال رو از پدرش پرسيد.

پدرش پاسخ داد:

«خيلي سال پيش ميمون‌ها تكامل يافتند و نژاد انسان‌ها پديد اومد.»

دختر كوچولو كه گيج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:

«مامان! تو گفتي خدا انسان‌ها رو آفريد ولي بابا ميگه انسان‌ها تكامل يافته ميمون‌ها هستند... من كه نمي‌فهمم!»

مادرش گفت:

«عزيز دلم خيلي ساده است. من بهت در مورد خانواده خودم گفتم و بابات در مورد خانواده خودش!»

 

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در جمعه 20 دی1387 ساعت 18 موضوع: | لینک ثابت



باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

محرم 

 

دوازده بند محتشم كاشانى

بند اول

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است‏

باز اين چه رستخيز عظيم است كز زمين

بى نفح صور خاسته تا عرش اعظم است

اين صبح تيره باز دميد از كجا كزو

كار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گويا طلوع مى‏كند از مغرب آفتاب

كاشوب در تمامى ذرات عالم است

گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست‏

اين رستخيز عام كه نامش محرم است

در بارگاه قدس كه جاى ملال نيست

سرهاى قدسيان همه بر زانوى غم است

جن و ملك بر آدميان نوحه مى‏كنند

گويا عزاى اشرف اولاد آدم است‏

خورشيد آسمان و زمين نور مشرقين

پرورده كنار رسول خدا حسين‏

 

بند دوم

كشتى شكست خورده طوفان كربلا

در خاك و خون طپيده ميدان كربلا

گر چشم روزگار برو زار مى‏گريست

خون مى‏گذشت از سر ايوان كربلا

نگرفت دست دهر گلابى به غير اشك

ز آن گل كه شد شگفته به بستان كربلا

از آب هم مضايقه كردند كوفيان

خوش داشتند حرمت مهمان كربلا

بودند ديو و دد همه سيراب و ميمكيد

خاتم ز قحط آب، سليمان كربلا

زان تشنگان هنوز بعيوق مى‏رسد

فرياد العطش ز بيابان كربلا

آه از دمى كه لشكر اعدا نكرد شرم

كردند رو به خيمه سلطان كربلا

آن دم فلك بر آتش غيرت سپند شد

كز خوف خصم در حرم افغان بلند شد

 

بند سوم

كاش آن زمان سرادق گردون نگون شدى‏

وين خرگه بلند ستون بى ستون شدى‏

كاش آن زمان درآمدى از كوه تا به كوه

سيل سيه كه روى زمين قير كون شدى‏

كاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل‌بيت‏

يك شعله برق خرمن گردون دون شدى‏

كاش آن زمان كه اين حركت كرد آسمان

سيماب وار گوى زمين بى سكون شدى‏

كاش آن زمان كه پيكر او شد درون خاك‏

جان جهانيان همه از تن برون شدى‏

كاش آن زمان كه كشتى آل نبى شكست

عالم تمام غرقه درياى خون شدى‏

آن انتقام گر نفتادى به روز حشر

با اين عمل معامله دهر چون شدى‏

آل نبى چو دست تظلم برآورند

اركان عرش را به تلاطم درآورند

 

بند چهارم

بر خوان غم چو عالميان را صلا زدند

اول صلا به سلسله انبيا زدند

نوبت با ولي چو رسيد آسمان طپيد

زان ضربتى كه بر سر شير خدا زدند

آن در كه جبرئيل امين بود خادمش‏

اهل ستم به پهلوى خيرالنسا زدند

بس آتشى ز اخگر الماس ريزه‏ها

افروختند و در حسن مجتبى زدند

وانگه سرادقى كه ملك محرمش نبود

كندند از مدينه و در كربلا زدند

وز تيشه ستيزه در آن دشت كوفيان

بس نخل‌ها ز گلش آل عبا زدند

پس ضربتى كزان جگر مصطفى دريد

بر حلق تشنه خلف مرتضى زدند

اهل حرم دريده گريبان گشوده مو

فرياد بر در حرم كبريا زدند

روح الامين نهاده به زانو سر حجاب‏

تاريك شد ز ديدن آن چشم آفتاب‏

 

بند پنجم

چون خون ز حلق تشنه او بر زمين رسيد

جوش از زمين بذروه عرش برين رسيد

نزديك شد كه خانه ايمان شود خراب‏

از بس شكست‌ها كه به اركان دين رسيد

نخل بلند او چو خسان بر زمين زدند

طوفان به آسمان ز غبار زمين رسيد

باد آن غبار چون به مزار نبى رساند

گرد از مدينه بر فلك هفتمين رسيد

يكباره جامه درخم گردون به نيل زد

چون اين خبر به عيسى گردون نشين رسيد

پر شد فلك ز غلغله چون نوبت خروش

از انبيا به حضرت روح الامين رسيد

كرد اين خيال و هم غلط كاركان غبار

تا دامن جلال جهان آفرين رسيد

هست از ملال گرچه برى ذات ذوالجلال‏

او در دلست و هيچ دلى نيست بي‌ملال‏

 

بند ششم

ترسم اجزاى قاتل او چون رقم زنند

يكباره بر جريده رحمت قلم زنند

ترسم كزين گناه شفيعان روز حشر

دارند شرم كز گنه خلق دم زنند

دست عتاب حق به در آيد ز آستين

چون اهل‌بيت دست در اهل ستم زنند

آه از دمى كه با كفن خون چكان ز خاك

آل على چو شعله آتش علم زنند

فرياد از آن زمان كه جوانان اهل‌بيت

گلگون كفن به عرصه محشر قدم زنند

جمعى كه زد به هم صفشان شور كربلا

در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند

از صاحب حرم چه توقع كنند باز

آن ناكسان كه تيغ به صيد حرم زنند

پس بر سنان كنند سري را كه جبرئيل‏

شويد غبار گيسويش از آب سلسبيل‏

 

بند هفتم

روزى كه شد به نيزه سر آن بزرگوار

خورشيد سر برهنه بر آمد ز كوهسار

موجى به جنبش آمد و برخاست كوه كوه

ابرى به بارش آمد و بگريست زار زار

گفتى تمام زلزله شد خاك مطمئن

گفتى فتاد از حركت چرخ بيقرار

عرش آن زمان به لرزه در آمد كه چرخ پير

افتاد در گمان كه قيامت شد آشكار

آن خيمه‏اى كه گيسوى حورش طناب بود

شد سرنگون زباد مخالف حباب وار

جمعى كه پاس محملشان داشت جبرئيل‏

گشتند بى عمارى محمل شتر سوار

با آن كه سر زد آن عمل از امت نبى

روح الامين ز روح نبى گشت شرمسار

وانگه ز كوفه خيل الم رو به شام كرد

نوعي كه عقل گفت قيامت قيام كرد

 

بند هشتم

بر حربگاه چون ره آن كاروان فتاد

شور و نشور واهمه را در گمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فكند

هم گريه بر ملايك هفت آسمان فتاد

هر جا كه بود آهوئى از دشت پا كشيد

هر جا كه بود طايرى از آشيان فتاد

شد وحشتى كه شور قيامت بباد رفت

چون چشم اهل‌بيت بر آن كشتگان فتاد

هر چند بر تن شهدا چشم كار كرد

بر زخم‌هاى كارى تيغ و سنان فتاد

ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان

بر پيكر شريف امام زمان فتاد

بى اختيار نعره هذا حسين زو

سر زد چنانكه آتش از و در جهان فتاد

پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول

رو در مدينه كرد كه يا ايها الرسول‏

 

بند نهم

اين كشته فتاده به هامون حسين توست‏

وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست‏

اين نخل‏‌تر كز آتش جان سوز تشنگى‏

دود از زمين رسانده به گردون حسين توست‏

اين ماهى فتاده به درياى خون كه هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسين توست‏

اين غرقه محيط شهادت كه روى دشت

از موج خون او شده گلگون حسين توست‏

اين خشك لب فتاده دور از لب فرات‏

كز خون او زمين شده جيحون حسين توست‏

اين شاه كم سپاه كه با خيل اشگ و آه

خرگاه زين جهان زده بيرون حسين توست

اين قالب طپان كه چنين مانده بر زمين

شاه شهيد ناشده مدفون حسين توست

چون روى در بقيع به زهرا خطاب كرد

وحش زمين و مرغ هوا را كباب كرد

 

بند دهم

كاى مونس شكسته دلان حال ما ببين

ما را غريب و بي‌كس و بى آشنا ببين

اولاد خويش را كه شفيعان محشرند

در ورطه عقوبت اهل جفا ببين

در خلد بر حجاب دو كون آستين فشان‏

و اندر جهان معصيبت ما بر ملا ببين

نى نى ورا چو ابر خروشان به كربلا

طغيان سيل فتنه و موج بلا ببين

تن‌هاى كشتگان همه در خاك و خون نگر

سرهاى سروران همه بر نيزه‏ها ببين‏

آن سر كه بود بر سر دوش نبى مدام

يك نيزه‏اش ز دوش مخالف جدا ببين‏

آن تن كه بود پرور شش در كنار تو

غلطان به خاك معركه كربلا ببين

يا بضعة الرسول ز ابن زياد داد

كو خاك اهل‌بيت رسالت به باد داد

 

بند يازدهم

خاموش محتشم كه دل سنگ آب شد

بنياد صبر و خانه طاقت خراب شد

خاموش محتشم كه ازين حرف سوزناك‏

مرغ هوا و ماهى دريا كباب شد

خاموش محتشم كه ازين شعر خون چكان‏

در ديده اشگ مستمعان خون ناب شد

خاموش محتشم كه ازين نظم گريه خيز

روى زمين به اشگ جگرگون كباب شد

خاموش محتشم كه فلك بسكه خون گريست‏

دريا هزار مرتبه گلگون حباب شد

خاموش محتشم كه به سوز تو آفتاب‏

از آه سرد ماتميان ماهتاب شد

خاموش محتشم كه ز ذكر غم حسين‏

جبريل را ز روى پيمبر حجاب شد

تا چرخ سفله بود خطائى چنين نكرد

بر هيچ آفريده جفائى چنين نكرد

 

بند دوازدهم‏

اى چرخ غافلى كه چه بيداد كرده‏اى‏

وز كين چه‏ها درين ستم آباد كرده‏اى‏

پر طعنت اين بس است كه با عترت رسول‏

بيداد كرده خصم و تو امداد كرده‏اى‏

اى زاده زياد نكرده است هيچ گه

نمرود اين عمل كه تو شداد كرده‏اى‏

كام يزيد داده‏اى از كشتن حسين

بنگر كه را به قتل كه دلشاد كرده‏اى

بهر خسى كه بار درخت شقا و تست

در باغ دين چه با گل و شمشاد كرده‏اى‏

با دشمنان دين نتوان كرد آنچه تو

با مصطفى و حيدر و اولاد كرده‏اى‏

حلقى كه سوره لعل لب خود نبى بر آن

آزرده‏اش به خنجر بيداد كرده‏اى‏

ترسم تو را دمى كه به محشر برآورند

از آتش تو رود به محشر درآورند

 محتشم كاشانى

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در یکشنبه 15 دی1387 ساعت 11 موضوع: | لینک ثابت



تصاوير منتخب سال 2008 ميلادي

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید
 

روز سوم جنگ در گرجستان
روز سوم جنگ در گرجستان

 

يك كلبه قديمي در ايالت كانزاس،قبل از وقوع گردباد
يك كلبه قديمي در ايالت كانزاس،قبل از وقوع گردباد

 

جوجه هاي غاز براي فرار از باران به زير بالهاي مادر پناه برده اند
جوجه هاي غاز براي فرار از باران به زير بالهاي مادر پناه برده اند

 

آتش گرفتن دروازه تاريخي و بزرگترين ميراث فرهنگي كره جنوبي
آتش گرفتن دروازه تاريخي و بزرگترين ميراث فرهنگي كره جنوبي

 

يك تظاهر كننده كوموري كه توسط نيروهاي امنيتي مضروب گشته.در پشت سر اين تظاهر كننده خانه وي با راكت مورد حمله قرار گرفته
يك تظاهر كننده كوموري كه توسط نيروهاي امنيتي مضروب گشته.در پشت سر اين تظاهر كننده خانه وي با راكت مورد حمله قرار گرفته

 

آتش بازي در انگليس
آتش بازي در انگليس

 

يك تفنگدار نيروي دريايي امريكا در درگيري هاي افغانستان
يك تفنگدار نيروي دريايي امريكا در درگيري هاي افغانستان

 

طوفان در ايالت تگزاس در امريكا
طوفان در ايالت تگزاس در امريكا

 

خاكستر دهانه آتشفشان شيلي بعد از رعد و برق
خاكستر دهانه آتشفشان شيلي بعد از رعد و برق

 

حركت طرفداران تيم حريف در مقابل بازيكن بسكتبال
حركت طرفداران تيم حريف در مقابل بازيكن بسكتبال

 

بارش برف در عربستان
بارش برف در عربستان

 

زلزله در چين
زلزله در چين

 

طرفداران يكي از بازيكنان بيس بال در ژاپن از او امضاء ميگيرند
طرفداران يكي از بازيكنان بيس بال در ژاپن از او امضاء ميگيرند

 

يك بازيكن راگبي
يك بازيكن راگبي

 

مبارزان فلسطيني در محاصره گاز اشك آور كه توسط سربازان رژيم صهيونيستي شليك شده
مبارزان فلسطيني در محاصره گاز اشك آور كه توسط سربازان رژيم صهيونيستي شليك شده

 

پس از آمدن سيل در مناطق هاره يك كودك روبروي خانه خود شنا ميكند
پس از آمدن سيل در مناطق هاره يك كودك روبروي خانه خود شنا ميكند

 

كشاورز برزيلي در برابر هجوم پليس براي بيرون كردن او از زمينهاي كشاورزي مقاومت ميكند
كشاورز برزيلي در برابر هجوم پليس براي بيرون كردن او از زمينهاي كشاورزي مقاومت ميكند

 

جدال سنجاب
جدال سنجاب

 

رانش زمين و پس لرزه در چين
رانش زمين و پس لرزه در چين

 

اسكي روي آب در استراليا
اسكي روي آب در استراليا

 

كشته شدن يك كودك در اثر انفجار بمب در عراق
كشته شدن يك كودك در اثر انفجار بمب در عراق

 

انتقال اجساد قربانيان زلزله چين
انتقال اجساد قربانيان زلزله چين

 

كشته شدن تصويربردار تلويزيون در حملات رژيم صهيونيستي به غزه
كشته شدن تصويربردار تلويزيون در حملات رژيم صهيونيستي به غزه

 

مسابقات سنگين وزن بوكس در برلين
مسابقات سنگين وزن بوكس در برلين

 

گرفتار شدگان در يك ساختمان در حال سوختن در آلمان بچه اي را به سمت نيروهاي امداد پرتاب ميكنند
گرفتار شدگان در يك ساختمان در حال سوختن در آلمان بچه اي را به سمت نيروهاي امداد پرتاب ميكنند

 

شورش جوانان در يونان
شورش جوانان در يونان

 

 

 

 

 

 

 

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     M A H D Y