تبليغاتX
html> مرداب
 

 

مرداب

 

 

گل نيلوفر در مرداب مي‌رويد تا همه بدانند در سختي‌ها، بايد زيباترين‌ها را بيافرينند...

 

 

             

 

 

درباره وبلاگ

ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير
مونده يك مرداب پير توي دست خاك اسير
منم اون مرداب پير از همه دنيا جدام
داغ خورشيد به تنم زنجير زمين به پام
من همونم كه يه روز مي‌خواستم دريا بشم
مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم تا به فردا برسم
اولش چشمه بودم زير آسمون پير
اما از بخت سيام راهم افتاد به كوير
چشم من به اونجا بود پشت اون كوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام يه چاله كند
توي چاله افتادم خاك منو زندوني كرد
آسمونم نباريد اونم سرگروني كرد
حالا يه مرداب شدم يه اسير نيمه جون
يه طرف ميرم تو خاك يه طرف به آسمون
خورشيد از اون بالاها زمينم از اين پايين
هي بخارم مي‌كنن زندگيم شده همين
با چشام مردنمو دارم اينجا مي‌بينم
سرنوشتم همينه من اسير زمينم
هيچي باقي نيست ازم لحظه‌هاي آخره
خاك تشنه همينم داره همراش مي‌بره
خشك ميشم تموم ميشم فردا كه خورشيد مياد
شن جامو پر مي‌كنه كه مياره دست باد


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


آرشیو موضوعی

عکس


پیوندهای روزانه

روزنامه جام‌جم


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387


طراح قالب

M A H D Y


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

     

شب يلدا! شب چله!

شب اول فصل زمستون، بلندترين شب سال، شب اصيل ايراني!

شب برف، شب سرما، شب شلوغي، شب مهموني و شب نشيني، شب خريد، شب دور هم جمع شدن فاميل، شب پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، شب انار، شب هندونه، شب آجيل و شكلات و شيريني، شب فال و ديوان حافظ، شب خاطره، شب... .

*‌*‌*‌

فراموش نكنيم همين شبي كه واسه خيلي از ماها اين‌همه معني داره و تقريبا يكي از شب‌هاي شادمونه، واسه خيلي‌ها هيچ تفاوتي با شب‌هاي ديگه كه نداره هيچ، تازه ممكنه واسشون بدتر و تلخ‌تر از شب‌هاي ديگه هم باشه!!!

شبي كه ما فقط مي‌خوريم(مي‌بلعيم!؟) و مي‌ريزيم و مي‌پاشيم و از هر دري مي‌گيم و مي‌خنديم، خيلي‌ها غصه‌هاي فراووني تو دلاشون انبار شده!

 

*‌*‌*‌

 ياد مريض‌ها و مريض‌دارها هم كنيم

ياد ايتام و نيازمندان

ياد اونايي كه يه همچي شبي(و حتي شب‌هاي ديگه هم)رنگ هندونه و انار و آجيل و شكلات و... رو نمي‌بينن!

ياد گرفتارها، ياد مقروضين و اونايي كه ديني به گردنشونه، ياد اسيران و زندانيان بي‌گناه

ياد اونايي كه هيچ‌كس رو ندارن بهشون سر بزنه(و نه فقط امشب تنهان كه همه شب‌هاشون، پره از تنهايي و بي كسي!)

ياد اونايي كه گرفتار مصيبت و عزا هستند

ياد اونايي كه به هر دليل از خانواده‌هاشون دورن

ياد خيلي از اونايي كه امشب و ديگر شب‌ها رو تو خانه‌هاي سالمندان مي‌گذرونن!

ياد اونايي كه پارسال شب يلدا بين ما بودند و امسال ديگه نيستند!(و حالا اسير خاك شدند)

ياد اونايي كه ديروز و ديروزها مثل ما(و حتي بهتر و بالاتر از ما)واسه خودشون كسي بودن و امروز چرخ روزگار، زمينگيرشون كرده و تنها!

ياد.. .

*‌*‌*‌

بيايد واسه همه اين آدم‌ها(و اونايي كه تو ذهن شما ميآد) دعا كنيم كه گرفتاري‌ها و مصائبشون حل بشه!

بيايد خدارو شكر كنيم كه نعمت سلامتي و شادي كنار هم بودن رو بهمون داده!

دعا كنيم واسه شفاي مريض‌ها

دعا كنيم واسه سلامتي جسم، شادي دل و خنده واقعي خودمون و عزيزانمون

واسه همه اونايي كه جايي تو دلمون دارن و حقي بر گردنمون

 

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در جمعه 29 آذر1387 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



عید غدیر خم مبارک

نام علی: عدالت، راه علی: سعادت، عشق علی: شهادت، ذکر علی: عبادت، عید علی: مبارک

گفت تو غـرق گنـاهي؟ گفتمش يـا رب بلي

گفت پس آتش نمي‌ـگيرد چـرا جـسم و تنـت

گفتمش چون حـك نمودم روي قلبم يا علي.. .

***

ما زين جهان از پي ديدار مي‌رويم، از بهر ديدن حيدر كرار مي‌رويم، درب بهشت گر نگشايند به روي ما، گوييم يا علي و ز ديوار مي‌رويم.. .

***

شبي در محفلي ذكر علي بود، شنيدم عاشقي مستانه فرمود، اگر آتش به زير پوست داري، نسوزي گر علي را دوست داري.

***

خورشيد چراغكي ز رخسار علي ست / مه نقطه كوچكي ز پرگار علي ست

هركس كه فرستد به محمد صلوات / همسايه ديوار به ديوار علي ست

***

نازد به خودش خدا كه حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد

همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر كعبه ترك بردارد

***

علي در عرش بالا بي نظير است/ علي بر عالم و آدم امير است

به عشق نام مولايم نوشتم چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟

 

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در دوشنبه 25 آذر1387 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



روز جهانی حقوق بشر

دهم دسامبر (20 آذر 1387)‌ ، روز جهانى حقوق بشر، سالروز تصويب اعلاميه جهانى حقوق بشر و امسال شصتمين سالگرد تصويب اين اعلاميه است. سندي كه در سال ۱۹۴۸ تحت عنوان «اعلاميه جهانى حقوق بشر» به تصويب رسيد، مهمترين پيمان‌نامه‌ بين‌المللي در دوران معاصر در دفاع از حقوق و كرامت انسان است.

منشور كورش اولين سند حقوق بشر در تاريخ تمدن بشري است، كلامي الهي كه منطبق با كلام پيامبر عظيم الشان اسلام(ص) و اميرالمومنين علي (ع) مي‌باشد، اين قرابت كلام، حكايت از سر منشاء واحد - كه همانا اهورامزدا، خداي يگانه، حق جل و علا است - دارد.

 امروز اگر منشور كورش را آويزه گوش سازيم، بسياري از مصائب، دردها و رنج‌هاي ملت و جهانيان بر طرف ميشود، در روز حقوق بشر، فرازهايي از منشور كورش - بزرگمرد تاريخ بشريت - كه به منشور آزادي و نخستين منشور جهاني حقوق بشر معروف است و كتيبه آن زينت بخش تالار سازمان ملل متحد است، را تقديم مي‌دارم.

 منم كورش، شاه جهان، شاه توانمند، شاه دادگر، اينك كه به ياري مزدا تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي چهار گوشه جهان بر سر نهاده‌ام، اعلام مي‌دارم، تا روزي كه زنده‌ام و مزدا توفيق سلطنت به من دهد، دين و آيين و رسوم ملتها را محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت حكام دين و آيين و رسوم ملتهاي من و ساير ملل را تحقير كنند يا به آنها توهين نمايند. هر كس در انتخاب دين و آيين آزاد است.

هرگز سلطنت خود را بر ملتي تحميل نخواهم كرد، هر ملت آزاد است كه سلطنت مرا بپذيرد يا رد كند، هرگز براي سلطنت بر ملتي، جنگ نخواهم كرد.

هرگز نخواهم گذاشت كه مال كسي به زور و بدون جلب رضايت صاحب مال تصرف شود.

هرگز نخواهم گذاشت، كسي به ديگري ظلم كند.

نخواهم گذاشت شخصي ديگري را به بيگاري بگيرد.

هركس آزاد است در هر نقطه‌اي سكونت كند، مشروط به آن كه حق كسي را غصب ننمايد.

هركس هر شغلي را كه مايل است پيش گيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است صرف كند، مشروط به اين كه به حقوق ديگران لطمه نزند.

هر كس مسوول اعمال خود مي‌باشد و نبايد به واسطه تقصير كسي، خويشاوندان او را مجازات كرد.

نخواهم گذاشت مردان و زنان را به غلامي و كنيزي بفروشند.

رسم بردگي بايد بكلي از جهان بر افتد.

و از مزدا خواهانم؛ كه مرا در اجراي تعهدي كه نسبت به ملت‌هاي ايران و بابل و ملل چهار گوشه جهان دارم، موفق بدارد.

اگر كورش اينچنين نبود، 25 كشور دنيا با جان و دل سلطنت او را نمي‌پذيرفتند، و بزرگترين تمدن بشري در 25 قرن پيش شكل نمي‌گرفت.

 

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در چهارشنبه 20 آذر1387 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



مادر زن

زنى 3 دختر داشت كه هر سه ازدواج كرده بودند.

يكروز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى كه دامادهايش به او دارند را ارزيابى كند.

يكى از دامادها را به خانه‌اش دعوت كرد و در حالى كه در كنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود كرد كه پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.

 دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

فردا صبح يك ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوى پاركينگ خانه داماد بود و روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف مادر زنت»

زن همين كار را با داماد دومش هم كرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب و جان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فرداى آن روز يك ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت كه روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخرى رسيد.

 زن باز هم همان صحنه را تكرار كرد و خود را به داخل استخر انداخت.

 اما داماد از جايش تكان نخورد.

او پيش خود فكر كرد وقتش رسيده كه اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بيندازم.

 همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.

فردا صبح يك ماشين بى‌ام‌و كورسى آخرين مدل جلوى پاركينگ خانه داماد سوم بود كه روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف پدر زنت»

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در جمعه 15 آذر1387 ساعت 17 موضوع: | لینک ثابت



نجس‌ترين چيز دنيا!!!

گويند (من نميگم) روزي پادشاهي اين سوال برايش پيش مي‌آيد و مي‌خواهد بداند كه نجس‌ترين چيزها در دنياي خاكي چيست. براي همين، وزيرش را مامور مي‌كند كه برود و اين نجس‌ترين نجس‌ترين‌ها را پيدا كند و در صورتي كه آن را پيدا كند يا هر كسي كه بداند، تمام تخت و تاجش را به او بدهد.

 وزير هم عازم سفر مي‌شود و پس از يك‌سال جستجو و پرس‌و‌جو از افراد مختلف به اين نتيجه رسيد كه با توجه به حرف‌ها و صحبت‌هاي مردم، بايد پاسخ همين مدفوع آدميزاد اشرف باشد.

 عازم ديار خود مي‌شود، در نزديكي‌هاي شهر چوپاني را مي‌بيند و به خود مي‌گويد بگذار از او هم سؤال كنم شايد جواب تازه‌اي داشت. بعد از صحبت با چوپان، او به وزير مي‌گويد من جواب را مي‌دانم، اما يك شرط دارد و وزير نشنيده شرط را مي‌پذيرد. چوپان هم مي‌گويد تو بايد مدفوع خودت را بخوري. وزير آنچنان عصباني مي‌شود كه مي‌خواهد چوپان را بكشد، ولي چوپان به او مي‌گويد تو مي‌تواني من را بكشي، اما مطمئن باش پاسخي كه پيدا كرده‌اي غلط است؛ تو اين كار را بكن اگر جواب قانع‌كننده‌اي نشنيدي، من را بكش.

خلاصه وزير به خاطر رسيدن به تاج و تخت هم كه شده قبول مي‌كند و آن كار را انجام مي‌دهد سپس چوپان به او مي‌گويد: كثيف‌ترين و نجس‌ترين چيزها طمع است كه تو به خاطرش حاضر شدي آنچه را فكر مي‌كردي نجس‌ترين است، بخوري!!!!

 

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در جمعه 15 آذر1387 ساعت 17 موضوع: | لینک ثابت



 

 

 

 

 

 

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     M A H D Y