تبليغاتX
html> مرداب
 

 

مرداب

 

 

گل نيلوفر در مرداب مي‌رويد تا همه بدانند در سختي‌ها، بايد زيباترين‌ها را بيافرينند...

 

 

             

 

 

درباره وبلاگ

ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير
مونده يك مرداب پير توي دست خاك اسير
منم اون مرداب پير از همه دنيا جدام
داغ خورشيد به تنم زنجير زمين به پام
من همونم كه يه روز مي‌خواستم دريا بشم
مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم تا به فردا برسم
اولش چشمه بودم زير آسمون پير
اما از بخت سيام راهم افتاد به كوير
چشم من به اونجا بود پشت اون كوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام يه چاله كند
توي چاله افتادم خاك منو زندوني كرد
آسمونم نباريد اونم سرگروني كرد
حالا يه مرداب شدم يه اسير نيمه جون
يه طرف ميرم تو خاك يه طرف به آسمون
خورشيد از اون بالاها زمينم از اين پايين
هي بخارم مي‌كنن زندگيم شده همين
با چشام مردنمو دارم اينجا مي‌بينم
سرنوشتم همينه من اسير زمينم
هيچي باقي نيست ازم لحظه‌هاي آخره
خاك تشنه همينم داره همراش مي‌بره
خشك ميشم تموم ميشم فردا كه خورشيد مياد
شن جامو پر مي‌كنه كه مياره دست باد


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


آرشیو موضوعی

عکس


پیوندهای روزانه

روزنامه جام‌جم


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387


طراح قالب

M A H D Y


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

     

كوروش بزرگ

دوره قدرت

تنديس كوروش

تنديس ۴ متري كورش در پارك المپيك سيدني از سال ۱۹۴۴

 نياكان ما از چند هزار سال پيش دريافته بودند كه هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده كه پويندگي و بالندگي انسان از كوشش و جوشش آنهاست.

فروهر از 2 واژهي فره به معني جلو، پيش و وهر يا ورتي به معني برنده و كشنده درست شده است و شايد بتوان گفت از نظر زندگي، فروهر بزرگترين و باارزش‌ترين جزء وجود انسان است، چون پرتوي از هستي بي‌پايان اهورامزداست كه انسان را به سوي رسايي رهنما مي‌شود و وظيفه پيشبري و فرابري، براي انسان به برترين پايه هستي را داراست و پس از مرگ با همان پاكي و درستي به اصل خود (اهورامزدا) مي‌پيوندد.

 بعد از آنكه كوروش شاه آن شان شد در انديشه حمله به ماد افتاد. در اين ميان هارپاگ نقشي عمده بازي كرد. هارپاگ بزرگان ماد را كه از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضي بودند بر ضد آژي دهاك شورانيد و موفق شد، كوروش را وادار كند بر ضد پادشاه ماد لشكركشي كند و او را شكست بدهد. با شكست كشور ماد به‌وسيله پارس كه كشور دست نشانده و تابع آن بود، پادشاهي ۳۵ ساله ايشتوويگو پادشاه ماد به انتها رسيد، اما به گفته هرودوت كوروش به ايشتوويگو آسيبي وارد نياورد و او را نزد خود نگه داشت. كوروش به اين شيوه در ۵۴۶ پادشاهي ماد و ايران را به دست گرفت و خود را پادشاه ايران اعلام نمود. كوروش پس از آنكه ماد و پارس را متحد كرد و خود را شاه ماد و پارس ناميد، در حاليكه بابل به او خيانت كرده بود، خردمندانه از قارون، شاه ليدي خواست تا حكومت او را به رسميت بشناسد و در عوض كوروش نيز سلطنت او را بر ليدي قبول نمايد. اما قارون (كرزوس) در كمال كم خردي به جاي قبول اين پيشنهاد به فكر گسترش مرزهاي كشور خود افتاد و به اين خاطر با شتاب سپاهيانش را از رود هالسي (قزل‌ايرماق امروزي در كشور تركيه) كه مرز كشور وي و ماد بود گذراند و كوروش هم با ديدن اين حركت خصمانه، از همدان به سوي ليدي حركت كرد و دژسارد كه آن را تسخيرناپذير مي‌پنداشتند، با صعود تعدادي از سربازان ايراني از ديواره‌هاي آن، سقوط كرد و قارون (كرزوس)، شاه ليدي به اسارت ايرانيان درآمد و كوروش مرز كشور خود را به درياي روم و همسايگي يونانيان رسانيد. نكته قابل توجه رفتار كوروش پس از شكست قارون است؛ كوروش، شاه شكست خورده ليدي را نكشت و تحقير ننمود، بلكه تا پايان عمر تحت حمايت كوروش زندگي كرد و مردم سارد با وجود آن كه حدود 3 ماه لشكريان كوروش را در شرايط جنگي و در حالت محاصره شهر خود معطل كرده بودند، مشمول عفو شدند.

 

شكوه تخت جمشيد

پس از ليدي، كوروش نواحي شرقي را يكي پس از ديگري زير فرمان خود درآورد و به ترتيب گرگان (هيركاني)، پارت، هريو (هرات)، رخج، مرو، بلخ، زرنگيانا (سيستان) و سوگود (نواحي بين آمودريا و سيردريا) و ثتگوش (شمال غربي هند) را مطيع خود كرد. هدف اصلي كوروش از لشكركشي به شرق، تأمين امنيت و تحكيم موقعيت بود وگرنه در سمت شرق ايران آن روزگار، حكومتي كه بتواند با كوروش به معارضه بپردازد وجود نداشت. كوروش با زير فرمان آوردن نواحي شرق ايران، وسعت سرزمين‌هاي تحت تابعيت خود را دو برابر كرد. حال ديگر پادشاه بابِل از خيانت خود به كوروش و عهدشكني در حق وي كه در اوايل پيروزي او بر ماد انجام داده بود واقعاً پشيمان شده بود. البته ناگفته نماند كه يكي از دلايل اصلي ترس «نبونيد» پادشاه بابِل، همانا شهرت كوروش به داشتن سجاياي اخلاقي و محبوبيت او در نزد مردم بابِل از يك سو و نيز پيش‌بيني‌هاي پيامبران بني اسرائيل درباره آزادي قوم يهود به دست كوروش از سوي ديگر بود.

 

 

آزادسازي يهوديان دربند و اجازه بازگشت و بازسازي اورشليم توسط كوروش بزرگ

 بابل بدون مدافعه در ۲۲ مهرماه سال ۵۳۹ ق. م سقوط كرد و فقط محله شاهي چند روز مقاومت ورزيدند، پادشاه محبوس گرديد و كوروش طبق عادت، در كمال آزادمنشي با وي رفتار كرد و در سال بعد (۵۳۸ ق. م) هنگامي كه او در گذشت عزاي ملي اعلام شد و خود كوروش در آن شركت كرد. با فتح بابل مستعمرات آن يعني سوريه، فلسطين و فنيقيه نيز سر تسليم پيش نهادند و به حوزه حكومتي اضافه شدند. رفتار كوروش پس از فتح بابل جايگاه خاصي بين باستان‌شناسان و حتي حقوقدانان دارد. او يهوديان را آزاد كرد و ضمن مسترد داشتن كليه اموالي كه بخت النصر (نبوكد نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشليم از هيكل سليمان به غنيمت گرفته بود، كمك‌هاي بسياري از نظر مالي و امكانات به آنان نمود تا بتوانند به اورشليم بازگردند و دستور بازسازي هيكل سليمان را صادر كرد و به همين خاطر در بين يهوديان به عنوان منجي معروف گشت كه در تاريخ يهود و در تورات ثبت است علاوه بر اين به همين دليل دولت اسرائيل از كوروش قدرداني كرده و يادش را گرامي داشته‌است.

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در جمعه 24 آبان1387 ساعت 21 موضوع: | لینک ثابت



برگی از تاریخ

كوروش بزرگ

فرزندان كوروش

پس از مرگ كوروش، فرزند بزرگ او، كمبوجيه به سلطنت رسيد. وي، هنگامي كه قصد لشگركشي به سوي مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش برديا را صادر كرد؛ در راه بازگشت كمبوجيه از مصر، يكي از موبدان دربار به نام گئومات مغ كه شباهتي بسيار به برديا داشت، خود را به جاي برديا قرار داده و پادشاه خواند. كمبوجيه با شنيدن اين خبر در هنگام بازگشت، يك شب و به هنگام باده‌نوشي خود را با خنجر زخمي كرد كه بر اثر همين زخم نيز درگذشت. كوروش بجز اين دو پسر، داراي سه دختر به نام‌هاي آتوسا و آرتيستون و مروئه بود كه آتوسا بعدها با داريوش اول ازدواج كرد و مادر خشايارشا، پادشاه قدرتمند ايراني شد.

آتوسا دختر كوروش است. داريوش بزرگ با پارميدا و آتوسا ازدواج كرد كه داريوش بزرگ از آتوسا صاحب پسري بنام خشيارشا شد.

 

آخرين نبرد

كوروش در آخرين نبرد خود به قصد سركوب قوم ايراني‌تبار سكا كه با حمله به نواحي مرزي ايران به قتل و غارت مي‌پرداختند، به سمت شمال شرقي كشور حركت كرد ميان مرز ايران و سرزمين سكاها رودخانه‌اي بود كه لشگريان كوروش بايد از آن عبور مي‌كردند.

كوروش در استوانه حقوق بشر مي‌گويد:

«هر قومي كه نخواهد من پادشاهشان باشم، من مبادرت به جنگ با آنها نمي‌كنم.»

اين به معني دمكراسي و حق انتخاب است؛ پس نمي‌توان دليل جنگ كوروش با سكا‌ها را نوعي دليل شخصي بين ملكه و كوروش ديد؛ چون اين مخالف دمكراسي كوروش هست و اما جنگ با سكا به دليل تعرض سكاها به ايران و غارت مال مردم بود. هنگامي كه كوروش به اين رودخانه رسيد، تهم‌رييش ملكه سكاها به او پيغام داد كه براي جنگ دو راه پيش رو دارد. يا از رودخانه عبور كند و در سرزمين سكاها به نبرد بپردازند و يا اجازه دهند كه لشگريان سكا از رود عبور كرده و در خاك ايران به جنگ بپردازند. كوروش اين دو پيشنهاد را با سرداران خود در ميان گذاشت. بيشتر سرداران ايراني او، جنگ در خاك ايران را برگزيدند، اما كرزوس امپراتور سابق ليدي كه تا پايان عمر به عنوان يك مشاور به كوروش وفادار ماند، جنگ در سرزمين سكاها را پيشنهاد كرد. استدلال او چنين بود كه در صورت نبرد در خاك ايران، اگر لشگر كوروش شكست بخورد تمامي سرزمين در خطر مي‌افتد و اگر پيروز هم شود هيچ سرزميني را فتح نكرد. در مقابل اگر در خاك سكاها به جنگ بپردازند، پيروزي ايرانيان با فتح اين سرزمين همراه خواهد بود و شكست آنان نيز تنها يك شكست نظامي به شمار رفته و به سرزمين ايران آسيبي نمي‌رسد. كوروش اين استدلال را پذيرفت و از رودخانه عبور كرد. پيامد اين نبرد كشته شدن كوروش و شكست لشگريانش بود. تهم‌رييش سر بريده كوروش را در ظرفي پر از خون قرار داد و چنين گفت: «تو كه با عمري خونخواري سير نشده‌اي حالا آنقدر خون بنوش تا سيراب شوي»؛ پس از اين شكست، لشگريان ايران با رهبري كمبوجيه، پسر ارشد كوروش به ايران بازگشتند.

مقبره كوروش

 منشور حقوق بشر كوروش

استوانه كوروش بزرگ، يك استوانهٔ سفالين پخته شده، به تاريخ ۱۸۷۸ ميلادي در پي كاوش در محوطهٔ باستاني بابِل كشف شد؛ در آن كوروش بزرگ رفتار خود با اهالي بابِل را پس از پيروزي بر ايشان توسط ايرانيان شرح داده‌ است.

منشور حقوق بشر

اين سند به عنوان «نخستين منشور حقوق بشر» شناخته شده و به سال ۱۹۷۱ ميلادي، سازمان ملل آن را به تمامي زبان‌هاي رسمي سازمان منتشر كرد؛ نمونهٔ بدلي اين استوانه در مقر اصلي سازمان ملل در شهر نيويورك‌ نگهداري مي‌شود.

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در سه شنبه 21 آبان1387 ساعت 18 موضوع: | لینک ثابت



ماه عسل و اولين اشتباه !

 اشتباهات سال اول ازدواج

 اشتباهاتي كه در اين مقاله آورده شده‌اند در تمام سال‌هاي پس از ازدواج مي‌توانند تكرار شوند اما معمولا اوايل ازدواج و روزهاي پس از ماه عسل به ميزان بيشتري خودنمايي مي‌كنند. در اين مقاله اعمال اشتباهي كه تنها در مدت زمان كوتاهي پس از ازدواج مرتكب مي‌شويم آمده است: متوجه خواهيد شد كه تمامي اين اعمال از عدم احترام به يكديگر كه دقيقا مخالف اساس يك ازدواج خوب است، منشا مي‌گيرند. احترام و اعتماد دو نكته اصلي مدنظر ما در رابطه با فردي است كه به زندگي مشترك با او پاسخ مثبت داده‌ايم. تا زماني كه حلقه ازدواج در دست شماست اطمينان حاصل كنيد كه اين دو ويژگي ايده‌ال از زندگي‌تان خارج نشود.

  •  نبايد پيش دوستان و همكاران خود از همسرتان بدگويي كنيد، اين نشانه عدم احترام است.

 مسائلي كه در منزل بين شما اتفاق مي‌افتد به همكاران‌تان ارتباطي ندارد . آن ها دوست شما نيستند. هر چه‌ قدر هم بين شما رابطه دوستانه‌اي برقرار باشد به هر حال آن ها كساني هستند كه با شما فقط كار مي‌كنند. پس از مدتي در صورت تغيير شغل و يا انتقال شما به محل  ديگر، اين دوستي‌ها كم رنگ مي‌شوند. همكار شما به صورت موقت در كنار شماست اما همسرتان هميشه در كنارتان است.

  •  وقتي همسرتان با شما صحبت مي‌كند، هر كاري كه انجام مي‌دهيد متوقف كرده و به او گوش كنيد.

 سرتكان دادن و تماشاي تلويزيون يا مانيتور كامپيوتر كار درستي نيست. اين كار نشانه بي‌توجهي شما و ايجاد اين طرز فكر در همسر شماست كه او حتي به اندازه يك بازي ويديويي يا برنامه تلويزيوني براي‌تان ارزش ندارد. عدم برقراري ارتباط از طريق نگاه به دلايل فوق به همسر شما مي‌فهماند كه اهميت او از كاري كه در حال انجام آن هستيد، كمتر است!

  •  سعي نكنيد نشان دهيد هميشه حق با شماست.

 اين كار نشانه تكبر شما و ايجاد حس ناامني براي همسرتان است. بحث كردن بر سر مسايل پيش پا افتاده، آزاردهنده و غيرضروري است. اگر منظور او را متوجه مي‌شويد چرا بايد بر سر معناي دقيق كلمات يا عبارات بحث كنيد؟ تنها به اين دليل كه ثابت كنيد انسان سخنر‌اني هستيد و مي‌خواهيد به او آموزش دهيد؟ اين كار به معناي تحقير كردن همسرتان و شكل ديگري از بي‌احترامي است.

  •  اگر قول انجام كاري را مي‌دهيد ، حتما به آن عمل كنيد. اگر بر عدم انجام كار ي اصرار داريد، آن كار را انجام ندهيد.

 اين اشتباه مربوط به قابليت اعتماد شماست، اين كاري است كه به طور روزمره در برابر رييس خود انجام مي‌دهيد، پس چرا اين خصلت خود را در منزل اجرا نمي‌كنيد؟ منظور من اين نيست كه خشك و سختگير باشيد، فقط در رابطه با آنچه كه به آن اعتقاد داريد شهامت به خرج دهيد.

  •  شوخي كردن اگر به معناي آزار دادن باشد اصلا سرگرم كننده نيست.

 اگر همسرتان مي‌گويد كه از شوخي شما ناراحت شده، فورا آن را متوقف كنيد. اگر اين موضوع را به زبان نياورد شما بايد آن‌قدر هوشيار باشيد كه بتوانيد اين آزردگي را در عكس‌العمل و رفتار او ببينيد. اين مورد هم با احترام ارتباط دارد.

 

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در سه شنبه 21 آبان1387 ساعت 18 موضوع: | لینک ثابت



داستان

خانمي در زمين گلف مشغول بازي بود. ضربه‌اي به توپ زد كه باعث پرتاب توپ به درون بيشه‌زار كنار زمين شد. خانم براي پيدا كردن توپ به بيشه زار رفت كه ناگهان با صحنه‌اي روبرو شد.

قورباغه‌اي در تله‌اي گرفتار بود. قورباغه حرف مي‌زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد كني، سه آرزويت را برآورده مي‌كنم.

خانم ذوق زده شد و سريع قورباغه را آزاد كرد. قورباغه به او گفت؛ نگذاشتي شرايط برآورده كردن آرزوها را بگويم. هر آرزويي كه برايت برآورده كنم، ۱۰ برابر آن را براي همسرت برآورده مي‌كنم!

خانم كمي تأمل كرد و گفت؛ مشكلي ندارد.

آرزوي اول خود را گفت؛ من مي‌خواهم زيباترين زن دنيا شوم.

قورباغه به او گفت؛ اگر زيباترين شوي شوهرت ۱۰ برابر از تو زيباتر مي‌شود و ممكن است چشم زن‌هاي ديگر به‌دنبالش بيفتد و تو او را از دست دهي.

خانم گفت؛ مشكلي ندارد. چون من زيباترينم، كس ديگري در چشم او بجز من نخواهد ماند. پس آرزويش برآورده شد.

بعد گفت كه من مي‌خواهم ثروتمند‌ترين فرد دنيا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند‌تر مي‌شود و ممكن است به زندگي تان لطمه بزند.

خانم گفت؛ نه، هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.

آرزوي سومش را كه گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرايي برآورده كرد.

خانم گفت؛ مي‌خواهم به يك حمله قلبي خفيف دچار شوم!

نكته اخلاقي: خانم‌ها خيلي باهوش هستند. پس باهاشون درگير نشين.

قابل توجه خانمها: اينجا پايان اين داستان بود. لطفاً صفحه را ببنديد.

.    

.    

.    

.    

.    

مرد دچار حمله قلبي ۱۰ برابر خفيف‌تر از همسرش شد!

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در شنبه 18 آبان1387 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



ضرب سكه «داريك» در ايران

طبق نوشته بيشتر مورخان، 14 سپتامبر سال 488 پيش از ميلاد، داريوش بزرگ، شاه وقت ايران دستور ضرب سكه را كه واحد پول ايران قرار گيرد، صادر كرد. مورخان يوناني در كتابهاي خود آن را «داريك (منتسب به داريوش)» نوشته‌اند. تا زمان رواج داريك، معاملات تجاري به صورت مبادله اجناس صورت مي‌گرفت كه كاري پيچيده بود و بازار هميشه نوسان داشت. داريوش همزمان دستور ايجاد پستخانه را در ايران صادر كرد كه تاريخ‌نگاران وي را مبتكر «پست» و ارتباط پستي در تاريخ جهان معرفي كرده‌اند.

داريوش بزرگ

  داريوش بزرگ در سپتامبر 488 پيش از ميلاد همچنين ايجاد يك ارتش دائمي را براي ايران صادر كرده بود كه مورخان معاصر از آن به نام سپاه جاويدان نام برده‌اند. به اين ترتيب، ايرانيان نخستين ملت جهان بودند كه به اهميت وجود يك ارتش دائمي پي برده و آن را به وجود آورده بودند. پيش از آن، هنگام جنگ، نيرو جمع‌آوري نيرو مي‌كردند و يك ارتش دائمي وجود نداشت. بعدا اسكندر و سپس روميان از اين ابتكار داريوش را اقتباس كردند.

  داريوش در همين سال ساختن تالار صد ستون را در تخت جمشيد داده بود كه محل اجتماع و ديد و بازديد‌هاي عمومي باشد و نيز ساختن راه طولاني شوش به سارد (ساحل مديترانه) را.

   وي كه سال پيش از آن دستور تقسيم ايران به استان‌هاي متعدد (ساتراپي) را داده بود 2 سال پس از ضرب سكه داريك و قرار دادن آن به عنوان وسيله معاملات درگذشت. داريوش واژه ساتراپ را از آن جهت انتخاب كرد كه «استاندار» بداند نگهبان ايالت خود است نه سرور مردم.

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در شنبه 18 آبان1387 ساعت 18 موضوع: | لینک ثابت



توقيفي ديگر

شهروند امروز توقيف شد

«شهروند امروز» كه به صورت هفتگي منتشر مي‌شد و توانسته مخاطبان بسياري را جذب كند، توقيف شد.

شهروند امروز

به گزارش «تابناك»، هفته‌نامه خبري ـ تحليلي «شهروند امروز» در حالي هفتادمين شماره خود را روي گيشه مطبوعات عرضه كرد كه تاكنون چندين بار زمزمه‌هايي مبني بر توقيف اين نشريه شنيده شده است.

در همين زمينه شنيده‌ها حاكي از آن است كه در آخرين جلسه هيأت نظارت مطبوعات اين نشريه از ادامه فعاليت بازماند و توسط اين هيأت توقيف شد.

برخي گمانه‌زني‌ها دليل توقيف اين نشريه را عدم معرفي مدير مسوول برشمرده‌اند. از سوي ديگر برخي اخبار نيز تغيير محتوايي فعاليت‌هاي شهروند از حوزه غير سياسي به سياسي را دليل اين اقدام مي‌دانند.

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در جمعه 17 آبان1387 ساعت 18 موضوع: | لینک ثابت



خاطره‌اي از پروفسور حسابي

پروفسور حسابي و اينشتنپروفسور حسابي چند نظريه مهم در علم فيزيك داشتند كه مهم ترين و آخرين آن‌ها نظريه بي نهايت بودن ذرات بود ، در اين ارتباط با چندين دانشمند اروپايي مكاتبه و ملاقات مي‌كنند و همه آنها توصيه مي‌كنند كه بهتر است كه بطور مستقيم با دفتر پروفسوراينشتن تماس بگيرد بنابراين ايشان نامه‌اي همراه با محاسبات مربوطه را براي دفتر ايشان در دانشگاه پرينستون مي‌فرستند بعد از مدتي ايشان به اين دانشگاه دعوت ميشوند و وقت ملاقاتي با دستيار اينشتن برايشان مشخص ميشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ايشان گفته مي‌شود كه براي شما وقت ملاقاتي با پروفسور اينشتن تعيين مي‌شود كه نظريه خود را بصورت حضوري با ايشان مطرح كنيد. پروفسور حسابي اين ملاقات را چنين توصيف مي‌كنند:

وقتي براي اولين باربا بزرگترين دانشمند فيزيك جهان آلبرت اينشتن روبه رو شدم ايشان را بي اندازه ساده ، آرام و متواضع يافتم و البته فوق العاده مودب و صميمي! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش ، به انتظار من نشسته بود و وقتي من وارد شدم با استقبالي گرم مرا به دفتر كارش برد و بدون اين‌كه پشت ميزش بنشيند كنار من روي مبل نشست ، نظريه خود را در ارتباط با بي نهايت بودن ذرات براي ايشان توضيح دادم، بعد از اين‌كه نگاهي به برگه‌هاي محاسباتي من انداختند، گفتند كه ما يكماه ديگر با هم ملاقات خواهيم كرد

يكماه بعد وقتي دوباره به ملاقات اينشتن رفتم به من گفت: من به عنوان كسي كه در فيزيك تجربه‌اي دارم مي‌توانم به جرات بگويم نظريه شما در آينده‌اي نه چندان دور علم فيزيك را متحول خواهد كرد باورم نمي‌شد كه چه شنيده ام ، ديگر از خوشحالي نمي‌توانستم نفس بكشم ، در ادامه اما توضيح دادند كه البته نظريه شما هنوز متقارن نيست بايد بيشتر روي آن كار كنيد براي همين بهتر است به تحقيقات خود ادامه دهيد من به دستيارم خواهم گفت همه امكانات لازم را در اختيار شما بگذارند، به اين ترتيب با پي گيري دستيار و ارسال نامه‌اي با امضا اينشتن، بهترين آزمايشگاه نور آمريكا در دانشگاه شيكاگو، باامكانات لازم در اختيار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نيز يك اتاق بسيار مجهز مانند اتاق يك هتل در اختيار من گذاشتند ، اولين روزي كه كارم را در آزمايشگاه شروع كردم و مشغول جابجايي وسايل شخصي بر روي ميزم و كشوهاي آن بودم ، متوجه شدم يك دسته چك سفيد كه تمام برگه‌هاي آن امضا شده بود در داخل يكي از كشوها جا مانده است ، بسرعت آن را نزد رئيس آزمايشگاه بردم و مساله را توضيح دادم ، رئيس آزمايشگاه گفت اين دسته چك جا نمانده متعلق به شما است كه تمام نيازمنديهاي تحقيقاتي خود را بدون تشريفات اداري تهيه كنيد اين امكان براي تمام پژوهشگران اين آزمايشگاه فراهم شده است ، گفتم اما با اين روش امكان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پيشرفت ما از اين اعتماد در مقابل خطا‌هاي احتمالي همكاران خيلي ناچيز است

بعد از مدتها تحقيق بالاخره نظريه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعيه را به دانشگاه پرينستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد ، با تشويق حاضرين در جلسه ، وارد سالن شدم و با كمال شگفتي ديدم اينشتن در مقابل من ايستاد و ابراز احترام كرد و به دنبال او ساير اساتيد و دانشمندان هم برخواستند ، من كه كاملا مضطرب شده و دست وپاي خود را گم كرده بودم با اشاره اينشتن و نشتستن در كنار ايشان كمي آرام تر شده، سپس به پاي تخته رفتم شروع كردم به توضيح معادلات و محاسباتم و سعي كردم كه با عجله نظراتم را بگويم كه پروفسور اينشتن من را صدا كرده و گفتند كه چرا اينهمه با عجله ؟ گفتم نمي‌خواهم وقت شما و اساتيد را بگيرم ولي ايشان با محبت گفتند خيرالان شما پروفسور حسابي هستيد و من و ديگران الان دانشجويان شما هستيم و وقت ما كاملا در اختيار شماست

آن جلسه دفاعيه براي من يكي از شيرين ترين و آموزنده ترين لحظات زندگيم بود من در نزد بزرگترين دانشمند فيزيك جهان يعني آلبرت اينشتن از نظريه خودم دفاع مي‌كردم و و مردي با اين برجستگي من را استاد خود خطاب كرد و من بزرگترين درس زندگيم را نيز آنجا آموختم كه هر چه انساني وجود ارزشمندتري دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نيز هست. بعد از كسب درجه دكترا اينشتن به من اجازه داد كه در كنار او در دانشگاه پرينستون به تدريس و تحقيقاتم ادامه دهم.

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در سه شنبه 14 آبان1387 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



صلح واقعي

روزي پادشاهي اعلام كرد به كسي كه بهترين نقاشي صلح را بكشد، جايزه بزرگي خواهد داد.

هنرمندان زيادي نقاشي‌هايشان را براي پادشاه فرستادند. پادشاه به تمام نقاشي‌ها نگاه كرد، ولي فقط به دوتا از نقاشي‌ها علاقه‌مند شد.

در نقاشي اول، درياچه‌اي آرام با كوه‌هاي صاف و بلند بود. بالاي كوه‌ها هم آسمان آبي با ابرهاي سفيد كشيده شده بود.

همه گفتند: اين بهترين نقاشي صلح است. در نقاشي دوم هم كوه بود، ولي كوهي ناهموار و خشن، در بالاي كوه آسماني خشمگين رعد و برق مي‌زد و باران تندي مي‌باريد و در پايين كوه آبشاري با آبي خروشان كشيده شده بود.

وقتي پادشاه از نزديك به نقاشي نگاه كرد، ديد كه پشت آبشار روي سنگ ترك برداشته، بوته‌اي روييده و روي بوته هم پرنده‌اي لانه ساخته و روي تخم‌هايش آرام نشسته است. پادشاه نقاشي دوم را انتخاب كرد.

همه اعتراض كردند ولي پادشاه گفت: صلح در جايي كه مشكل و سختي‌اي نيست، معني ندارد. صلح واقعي وقتي است كه قلب شما با وجود همه مشكلات آرام و مطمئن است. اين معني واقعي صلح است.

 

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در یکشنبه 12 آبان1387 ساعت 18 موضوع: | لینک ثابت



آرزوی مارادونا محقق شد

مارادونا سرمربی تیم ملی آرژانتین شد

جام‌جم آنلاين: ديگو مارادونا به‌عنوان سرمربي جديد تيم ملي فوتبال آرژانتين انتخاب شد.

مارادونا

به گزارش ايسنا، در حالي كه پس از استعفاي آلفيو باسيله در پي نتايج ضعيف تيم ملي آرژانتين در مقدماتي جام جهاني 2010،  كارلوس بيانچي، ميگل آنخل روسو، سرخيو باپتيستا و ديگو مارادونا به‌عنوان گزينه‌هاي اصلي جانشيني سرمربي مستعفي شناخته مي‌شدند، خوليو گروندانا رئيس فدراسيون فوتبال آرژانتين، مارادونا اسطوره‌ سابق فوتبال اين كشور را به‌عنوان سرمربي جديد برگزيد.

مراسم معارفه‌ رسمي «مارادونا» روز پنج‌شنبه 30 اكتبر انجام مي‌شود. مارادوناي 48 ساله اكنون در حال بررسي گزينه‌هاي خود براي سمت كمك مربي تيم ملي است.

 

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در چهارشنبه 8 آبان1387 ساعت 11 موضوع: | لینک ثابت



يه بار مطلبي نوشتم در مورد روزنامه تهران‌امروز

بعد از تعطيلي روزنامه تهران امروز كه براي من بشخصه خوب بود و محيط خوبي داشت؛ تقريبا 2 ماهي بيكار بودم تا شنيدم روزنامه‌اي به اسم خورشيد قراره چاپ بشه؛ روزنامه‌اي كه به جاي هفته‌نامه آتيه چاپ مي‌شه. خلاصه با كلي دوندگي و آشنا جور كردن تونستم برم اين روزنامه؛ كه هنوز بهش عادت نكردم. الان هم شماره 22 چاپ شده البته با تقريبا 15، 16 پيش‌شماره فعلا به اينجا رسيده كه اميدوارم ساليان سال چاپ بشه چه ما هم در اينجا مشغول به كار باشيم چه نباشيم؛ بيكاري خيلي سخته و تحمل آن عذاب‌آور، براي همين اصلا دوست ندارم روزنامه‌اي تعطيل بشه؛ اگه روزنامه‌اي تعطيل بشه لااقل نزديك به 100 نفر بيكار شده و چون خودم چنين شرايطي را تجربه كردم براي همين دوست ندارم چنين اتفاقي براي ديگراني كه در مطبوعاتي كه اصلا امنيت شغلي ندارند، مشغول به كار هستند، بيفتد.

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در چهارشنبه 8 آبان1387 ساعت 10 موضوع: | لینک ثابت



انسان بايد سعي كند در زندگي چيزهايي كه دوست دارد را به‌دست آورد وگرنه مجبور مي‌شود چيزهايي را كه به‌دست مي‌آورد، دوست بدارد.

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در یکشنبه 5 آبان1387 ساعت 15 موضوع: | لینک ثابت



 

 

 

 

 

 

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     M A H D Y