تبليغاتX
html> مرداب
 

 

مرداب

 

 

گل نيلوفر در مرداب مي‌رويد تا همه بدانند در سختي‌ها، بايد زيباترين‌ها را بيافرينند...

 

 

             

 

 

درباره وبلاگ

ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير
مونده يك مرداب پير توي دست خاك اسير
منم اون مرداب پير از همه دنيا جدام
داغ خورشيد به تنم زنجير زمين به پام
من همونم كه يه روز مي‌خواستم دريا بشم
مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم تا به فردا برسم
اولش چشمه بودم زير آسمون پير
اما از بخت سيام راهم افتاد به كوير
چشم من به اونجا بود پشت اون كوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام يه چاله كند
توي چاله افتادم خاك منو زندوني كرد
آسمونم نباريد اونم سرگروني كرد
حالا يه مرداب شدم يه اسير نيمه جون
يه طرف ميرم تو خاك يه طرف به آسمون
خورشيد از اون بالاها زمينم از اين پايين
هي بخارم مي‌كنن زندگيم شده همين
با چشام مردنمو دارم اينجا مي‌بينم
سرنوشتم همينه من اسير زمينم
هيچي باقي نيست ازم لحظه‌هاي آخره
خاك تشنه همينم داره همراش مي‌بره
خشك ميشم تموم ميشم فردا كه خورشيد مياد
شن جامو پر مي‌كنه كه مياره دست باد


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


آرشیو موضوعی

عکس


پیوندهای روزانه

روزنامه جام‌جم


نوشته های پیشین

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387


طراح قالب

M A H D Y


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

     

مقبره كوروش روي نقشه ماهواره‌اي ‏Google earth‏ سه بعدي ثبت شد

شركت گوگل در تازه‌ترين اقدام خود، تصوير آرامگاه كوروش را به صورت سه بعدي روي نقشه ماهواره‌اي Google earth ثبت كرد.

به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي، شركت گوگل به عنوان يكي از بزرگترين شركت‌هاي اينترنتي جهان طي 2 سال گذشته اقدام به سه بعدي كردن برخي بناهاي مشهور جهان روي نقشه ماهواره‌اي Google earth كرده است. اين شركت در تازه‌ترين اقدام خود، پيش از تهيه نسخه جديد اين نرم‌افزار تصوير آرامگاه كوروش را سه بعدي كرد.

به اين ترتيب كاربران نرم‌افزار Google earth نه تنها روي نسخه قديم اين نرم‌افزار كه روي نسخه جديد آن كه اكنون به صورت Beta در اختيار كاربران انترنتي قرار گرفته است مي‌توانند مقبره كوروش را به صورت سه بعدي ديده و همانند تصاوير كو‌ه‌ها در اين نرم‌افزار به دور آن چرخش كنند.

پيش از اين چندين بناي تاريخي و ساختمان مهم در جهان به صورت سه بعدي روي صفحه Google earth ديده مي‌شد كه از آن جمله مي‌توان به كعبه، اهرام مصر، ساختمان راديو فرانسه، برج ايفل و بسياري آثار ديگر اشاره كرد.

مقبره كوروش در سال 1383 و با راي تمام شركت‌كنندگان در اجلاس جهاني يونسكو به فهرست ميراث جهاني پيوست. اين اثر منحصر به فرد در دشت پاسارگاد واقع شده است و يكي از پربيننده‌ترين آثار باستاني كشور محسوب مي‌شود.

كوروش از جمله شخصيت‌هاي مهم تاريخي كشور است كه نام و جايگاه‌هي جهاني دارد. منشور كوروش كه امروز در موزه بريتانيا نگهداري مي‌شود به عنوان منشور صلح جهاني شناخته شده است و از آن به عنوان نخستين بيانيه حقوق بشر ياد مي‌شود.

همچنين در نسخه جديد Google earth تعداد تصاوير 360 درجه از آثار تاريخي كشور بيشتر شده است كه از آن جمله مي‌توان به تصاوير 360 درجه ميدان آزادي و بخش‌هاي مختلف تخت جمشيد، و برخي كوه‌هاي كشور اشاره كرد.

 

 

نوشته شده توسط محمد لوری در چهارشنبه 10 تیر1388 ساعت 18 موضوع: | لینک ثابت



نشانه‌هاي زن و شوهر بودن!!!!

روزي زن و شوهر جواني از راهي مي‌رفتند. ماموران تا آنها را ديدند خواستند گيري دهند، پس پرسيدند شما دو با هم چه نسبتي دارديد؟ زن و شوهر جواب دادند: زن و شوهريم.

از آنها مدرك خواستند، گفتند نداريم!

ماموران پرسيدند، پس چگونه باور كنيم كه شما دو نفر زن و شوهريد؟

گفتند ما نشانه‌هاي فراواني داريم براي ثابت كردن اين امر:

اول: اين‌كه آن مدل افراد كه شما مي‌گوييد دست در دست هم مي‌روند و ما دست‌هايمان از هم جداست.

دوم: آن‌كه آنها هنگام راه رفتن و صحبت كردن به هم نگاه مي‌كنند و ما رويمان به طرف ديگريست.   

سوم: آن‌كه آنها هنگام صحبت كردن و راه رفتن با احساس با هم حرف مي‌زنند و ما به هم هيچ احساسي نداريم. 

چهارم: آن‌كه آنها با هم بگو بخند مي‌كنند ولي ما غمگينيم.

 پنجم: آن‌كه آنها به هم چسبيده راه مي‌روند و ما يكي از آن يكي جلوتر مي‌رود.

 ششم: آن‌كه آنها هنگام با هم بودن كيكي بستني چيزي مي‌خورند و ما هيچ نمي‌خوريم.

هفتم: آن‌كه آنها هنگام با هم بودن بهترين لباس‌هايشان را مي‌پوشند و ما لباس‌هاي قديمي تنمان است.

هشتم آن‌كه....

 ماموران كه عصباني شده بودند، گفتند: برويد برويد......

 

نوشته شده توسط محمد لوری در جمعه 29 خرداد1388 ساعت 18 موضوع: | لینک ثابت



آيا خداوند فراموشمان كرده است!

كوهنوردي مي‌خواست به قله بلندي صعود كند. پس از سال‌هاي سال تمرين و آمادگي، هنگامي كه قصد داشت سفر خود را آغاز كند شكوه و عظمت پيروزي را پيش روي خود آورد و تصميم گرفت صعود را به تنهايي انجام دهد او سفرش را زماني آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاريكي مي‌رفت، ولي قهرمان ما به جاي آن‌كه چادر بزند و شب را زير چادر به صبح برساند، به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملا تاريك شد. به جز تاريكي هيچ چيز ديده نمي‌شد. سياهي شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمي‌توانست چيزي ببيند حتي ماه و ستاره‌ها پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند.

 كوهنورد همان‌طور كه داشت بالا مي‌رفت، در حالي كه چيزي به فتح قله نمانده بود، پايش ليز خورد و با سرعت هرچه تمام‌تر سقوط كرد. سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامي خاطرات خوب و بد زندگي‌اش را به ياد مي‌آورد.

داشت فكر مي‌‌كرد چقدر به مرگ نزديك شده است كه ناگهان دنباله طنابي كه به دور كمرش حلقه خورده بود، بين شاخه‌هاي درختي در شيب كوه گير كرد و مانع از سقوط كاملش شد. در آن لحظات سنگين سكوت، كه هيچ اميدي نداشت از ته دل فرياد زد: خدايا كمكم كن!

ناگهان ندايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي‌خواهي؟

 ــ نجاتم بده خداي من!

 ــ واقعا فكر مي‌‌كني مي‌توانم نجاتت دهم؟

 ــ البته! تو تنها كسي هستي كه مي‌تواني مرا نجات دهي.

 ــ پس آن طناب دور كمرت را ببّر!

و بعد سكوت عميقي همه جا را فرا گرفت.

اما مرد تصميم گرفت با تمام توان مانع از پاره شدن طناب حلقه شده به دوركمرش شود. روز بعد، گروه نجات گزارش داد كه جسد منجمد شده يك كوهنورد در حالي پيدا شد كه طنابي به دور كمرش حلقه شده بود و تنها دو متر با زمين فاصله داشت...

من و شما چي؟ چه قدر تا حالا به طنابي در تاريكي ‌چسبيديم به خيال نجات؟

تا حالا چه قدر حس كرديم كه خداوند فراموشمان كرده؟ يكبار امتحان كنيم؛ بياييد طناب رو رها كنيم...

 

نوشته شده توسط محمد لوری در جمعه 22 خرداد1388 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



داريوش بزرگ: خدايا اين مملكت را از شر دروغ حفظ كن

اهوامزدا با تمام خدايان مرا ياري كناد و اين سرزمين را از سپاه دشمن، خشكسالي و دروغ محفوظ دارد. بر اين سرزمين نه سپاه دشمن، نه خشكسالي، نه دورغ (دروگه) يورش نياورد. اين نيكي را از اهورامزدا و تمام خدايان به دعا خواهم. اهورامزدا و تمام خدايان اين نيكي را بر من روا دارد.

 

نوشته شده توسط محمد لوری در دوشنبه 18 خرداد1388 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



تالاب انزلي

 از جمله زيباترين مناظر آبي گيلان سبز گیلان تالاب انزلی است. اين تالاب محل تخم ريزي آبزيان و پناهگاه و مأمن پرندگان بومي ومهاجر است. در داخل تالاب ، جزاير زيبايي وجود دارد و دو شهر زيباي انزلي وآب كنار در ساحل آن قرار دارند.

تالاب زيباي انزلي - چالشها و راهكارها 

تالاب انزلي باوسعت ۱۸۰ تا ۲۰۰ كيلومترمربع حكم تصفيه خانه را براي آب رودخانه هايي دارد كه به درياي خزر مي ريزد. اين تالاب با بيش از ۱۰۰ گونه پرنده، ۵۰ گونه ماهي ، صدهاگونه موجودات گياهي ، جانوري و ميكروسكوپي و دهها گونه گياهي اكوسيستم كم نظيري دارد. تالاب انزلي از سال ۱۳۵۴ جزو تالابهاي بين المللي تحت حفاظت شد و مهمترين منبع تكثير وتوليد ماهيان خاوياري واستخواني درياي خزراست. تالاب انزلي به عنوان يكي از مهمترين تالابهاي بين المللي چندسالي است با بي توجهي هاي زيادي روبرو شده است. تا آنجا كه اين تالاب درآستانه يك بحران بزرگ كه منجر به نابودي آن مي شود قرار گرفته است. درپي اوج گيري آلودگي و تخريب بندرانزلي كه رسانه های بسياری به آن پرداختند و عمق فاجعه مشخص شد، سازمان ملل متحد به ياري شتافت و قرار بود از امسال اين تالاب بزرگ با پنج ميليون دلار ساماندهي شود. اين تصميم در فهرست برنامه هاي عمران سازمان ملل متحد و محيط زيست (UNDP) سازمان ملل متحد قرار گرفت كه باتوجه به احداث جاده كمربندي بندرانزلي كه ۱۶ كيلومترآن از داخل تالاب انزلي مي گذرد ازاين فهرست حذف شد!!!.

 مشخصات و موقعیت جغرافیایی تالاب انزلی :

 تالاب انزلي در ساحل جنوب غربي درياي مازندران در غرب دلتاي سفيد رود و در جنوب بندر انزلي گسترده است. اين تالاب از غرب به كيور چال و آبكنار، و از جنوب به صومعه سرا و بخش هاي شهرستان رشت،  محدود شده است.

 اين تالاب در قسمت جنوبي بندر انزلي قرار دارد و طول متوسط آن در امتداد شرقي - غربي – 30 کيلومتر و عرض متوسط آن در امتداد شمالي - جنوبي تقريبا 3 کيلومتر و وسعت کنوني آن بيش از 100 کيلومترمربع است. در حالي که تالاب انزلي در گذشته با باتلاق هاي اطراف آن در وسعتي حدود 400 تا 450 کيلومتر گسترده بوده است. حداکثر عمق آب در بهار 5/2 متر در قسمت غربي و ميزان بارندگي در اين منطقه سالانه 1500 تا 2000 ميلي متر است. 27 رودخانه مهم گيلان به اين تالاب سرازير مي شوند. رودخانه هاي کوچک و بزرگي در سمت جنوب ، شرق و غرب به تالاب وارد مي شوند که از مهمترين آنها مي توان به رودخانه بهمبر، ماسوله رودخانه ، قلعه رودخانه پسيخان ، پيربازار و شيجان رود اشاره کرد. همچنين رودخانه هايي نيز از تالاب خارج مي شوند، که عبارتند از:
 
تازه بکند، نهنگ روگا، راسته خاله و پير بازار روگا، سوسر روگاه که اين رودخانه ها در جلوي بندر به يک کانال مشترک تبديل شده و از طريق همين کانال وارد درياي خزر مي شوند.

 نقشه منطقه انزلي

انزلي ، يکي از جذاب ترين نقاط گردشگري ايران :

شهرستان بندر انزلي در مختصات جغرافيايي 36 درجه و 56 دقيقه تا 37 درجه و 19 دقيقه عرض شمالي از خط استوا و 49 درجه و 16 دقيقه تا 56 درجه و 50 دقيقه طول شرقي از نصف النهار مبداء واقع شده است. شهرستان بندرانزلي كه در ناحيه اي كاملاً جلگه اي به صورت طولي ، در ساحل درياي خزر واقع شده ، داراي آب و هواي معتدل مرطوب است و ميزان بارندگي آن بسيار بالاست و طوريكه سالانه متوسط 1892 ميلي متر بارندگي در اين شهر گزارش مي شود ، ميزان رطوبت نسبي در اين منطقه در سال بين 71 تا 97 درصد در نوسان است.

 موقعيت بندر انزلي

بندر انزلي يکي از شهرهاي زيباي استان گيلان مي باشد که از نظر قدمت سابقه چندان زيادي ندارد. در سال 838 هجري شمسي انزلي به صورت دهکده اي کوچک به عنوان توقفگاه ماهيگيران و شکارچيان دريايي فعال بوده است. آگوستوس هنري مونساسي که در قرن نوزدهم از اين بندر ديدن کرده ، مي نويسد: « بندر انزلي دهکده اي است با جمعيت حدود 200 يا 300 نفر که در کلبه هاي شني محصور با بيشه هاي پرتقال زندگي مي کنند و به فانوس هاي دريايي و پاروهاي کوچکشان مي بالند». انزلي در محل پيوستن تالاب به درياي خزر و بر روي رسوب هاي دلتايي آن قرار گرفته و به همين علت شهر از 3 قسمت تشکيل شده ، بخش غربي يا انزلي ، بخش مياني يا شبه جزيره ميان پشته و بخش شرقي به نام غازيان.
 
سواحل ماسه اي انزلي از روزگاران گذشته همواره در مقاطع مختلف سال پذيراي انبوه مسافران بوده است. آنچه سواحل انزلي را از سواحل ديگر درياي مازندران متمايز مي سازد، عمومي بودن سواحل آن است که در دسترس همگان قرار دارد، در حالي که ساير سواحل درياي خزر مورد دخل و تصرف بخش خصوصي قرار گرفته و مسافران محترم بايد از پشت ديوارهاي بلند و ويلاهاي اختصاصي فقط بوي فاضلاب ويلاها را که به دريا مي روند، استشمام کنند.

 قايقراني ، ماهيگيري و شکار پرندگان روي تالاب انزلي ، قايقراني در دريا و گردش در پارک و بلوار ساحلي و ديدار از بازار محلي مجموعه اي از خدماتي است که براي گردشگران تدارک ديده شده است. انزلي ، هتلهاي مناسب و تاسيسات اقامتي و پذيرايي و در کنار آن تعدادي تاسيسات گردشگري از قبيل اردوگاه جهانگردي ، دهکده ساحلي و شهرکهاي توريستي دارد.

 علاوه بر آن بسياري از خانوارهاي ساکن شهر اتاقهاي اضافي خود را به مسافران اجاره مي دهند. اين پانسيون هاي خانگي زير پوشش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قرار داشته و با نظارت آنان فعاليت مي کنند. ديدني هاي شهر انزلي مثل تاسيسات اسکله ، گمرک شهر، شيلات ، بلوارهاي ساحلي ، تالاب انزلي ، کاخ و باغ ميان پشته ، بازار، ميدان شهر و تعدادي ديگر آثار تاريخي و باستاني موجب مي شوند که گردشگران از اوقات فراغت خود به بهترين نحو بهره بگيرند. مهمترين و جالب ترين نقطه شهر انزلي ، تالاب آن است.

 از ديدني هاي ديگر انزلي ، محوطه فانوس دريايي يا برج ساعت است. در ساحل انزلي و در دل دريا، فانوسي دريايي مشاهده مي شود که در سال 1230تا 1234 هجري قمري در زمان حکومت ناصرالدين شاه توسط خسروخان گرجي حاکم وقت ساخته شده است. اين فانوس دريايي با روغن چراغ روشن مي شده و براي راهنمايي دريانوردان به کار مي رفته است. در سال 1369 هجري شمسي ، شهرداري بندر انزلي اين فانوس را تعمير کرده و يک ساعت چهارسوي جديد بر بالاي منار قرار داده که در حال حاضر نيز کار مي کند. بناي شهرداري انزلي نيز يک بناي تاريخي زيبا و ضمنا از نظر تاريخي قابل توجه است ، زيرا شهرداري بندر انزلي اولين شهرداري ايران است. اين بنا در سال 1310 هجري شمسي ساخته شده است.

 «زنزلي » بمعني « بمان و توقف كن » مي ناميده اند ، يا در روايتي فرمانده قشون عرب به منظور استراحت نفراتش ، اين محل را « انزل » يعني « فرود آييد » خوانده انزلي را به معناي « لنگرگاه » و يا « دروازه » نيز مي دانند اما بعضي معتقدند دو برادر به نام « غازان خان » و « انزل خان » بانيان شهر بودند و نام غازيان و انزلي از اينجا گرفته شده است. نام انزلي به پيشينه تاريخي اش در بيشتر شهرهاي اروپايي شناخته شده است و به لحاظ وجود گمرگ و ارتباط تجاري از زمان هاي دور نزد تجار ايراني و خارجي به دروازه اروپا شهرت يافته بود.

نماي كلي شهر انزلي 

چالشهايي كه تالاب انزلي با آن مواجه است :

 1- هرساله بيش از‪ ۳۲ميليون مترمكعب فاضلاب خانگي شهرستانهاي رشت، انزلي، صومعه‌سرا، فومن و ماسال كه حوضه آبخيز تالاب انزلي هستند، وارد تالاب مي‌شود.

 

2- همچنين ازطريق مزارع كشاورزي در سال حدود دو ميليون ليتر سموم وارد محيط تالاب انزلي مي‌شود. تالاب انزلي همچنين محل تخم ريزي بسياري از ماهيان بومي و مهاجر است كه ورود اين مواد سمي ذخاير موجود در اين زيستگاه را به شدت تهديد مي‌كند.

 3- رسوبات حوضه آبخيز تالاب انزلي به طور فزاينده‌اي درحال افزايش است و به علت ضعف عمليات آبخيزداري و تخريب بيش از اندازه حوضه آن سالانه ‪۵۸۵ هزار تن خاك به صورت رسوب به اين تالاب سرازير مي‌گردد. هم اكنون يك ميليارد و۲۰۰ميليون تن گل ولاي ناشي از رسوبات حاصل ۴۰سال شست وشوي ۴۰۰۰كيلومتر مربع خاك حوزه هاي آبريز بازده رودخانه منتهي به تالاب درتالاب انزلي وجود دارد. تاچند دهه قبل عمق تالاب انزلي هشت تا ۱۱متربود اما درحال حاضرته نشين شدن رسوبات عمق آن را به ۳متر رسانده است. هم اكنون سرعت انباشته شدن رسوبات دركف تالاب ۱۰ برابر بيشتر از چهاردهه قبل است. 

خشك شدن بخش وسيعي از تالاب 

4- آلودگيهاي صوتي، انتشار تركيبات خطرناك سرب، اكسيد گوگرد، كربن و نيتروژن ناشي از عبور و مرور وسايل نقليه ازجمله عوامل تخريب اكوسيستم تالاب است.

 5- متأسفانه بارندگيهاي پي در پي و كاهش اكسيژن درتالاب بواسطه متصاعدشدن گاز اكسيدسولفيد SH2 درسطح تالاب موجب تلف شدن هزاران ماهي درتالاب شده است و با هربار بارندگي و كم شدن اكسيژن برتعداد مرگ و مير ماهيان افزوده مي شود.

 6- آلودگي هاي ناشي از فعاليتهاي صنعتي در كنار رودهاي منتهي به تالاب براي نمونه مي توان اشاره اي به رودخانه زرجوب نمود كه يكي از آلوده ترين رودخانه هاي كشور است. رودخانه زرجوب در مسير حركت پذيراي فاضلاب ۱۰ بيمارستان، ۵۲ گرمابه و تعداد ۳۸ واحد صنعتي و كارخانه هاي متعدد و پسابهاي اراضي كشاورزي است، تعداد ۶ شهر، ۵ بخش و ۱۸ دهستان و بيش از ۳۰۰ روستا در حوزه اين رودخانه وجود دارد. بخشي از فاضلاب صنعتي كارخانه هاي حوزه و تمامي فاضلابهاي شهري و روستايي بدون تصفيه به رودخانه تخليه و باعث آلودگي شديد اين رودخانه مي شود كه تلفات مرگ و مير وسيع آبزيان رودخانه و تالاب انزلي را در مقاطع بحراني باعث مي شود.

 7- صيد و شكار بي رويه جهت تأمين نيازمنديهاي غذايي و گذران اقتصادي كه منجر به كاهش جمعيت گونه هاي وابسته به تالاب مي شود.

صيد بي رويه و كمرنگ بودن نظارت دولتي 

8- رشد و توسعه شهرها و شهرك هاي صنعتي بدون مكان يابي صحيح، از عوامل تهديد كننده تالاب انزلي و از منابع مهم آلودگي آب تالاب مي باشد. مانند منطقه طالب آباد در حد فاصل تالاب و درياي خزر (فاصله بين بندر انزلي و حسن رود). از ۳۸ واحد صنعتي آلاينده آب در استان گيلان تعداد ۲۳ واحد در حاشيه تالاب و يا در مسير رودخانه هاي آن قرار گرفته اند و نقش آنها در آلودگي اين اكوسيستم حساس و به خوبي آشكار است.

 9- در اينجا لازم است به رشد گياهي به نام «آزولا» در تالاب انزلي اشاره نمود. «آزولا» گياهي است كه درمناطق تالابي رشد مي كند اما اين گياه  گونه بومي تالاب انزلي نبوده است. اين گياه را چند سال پيش وزارت كشاورزي با همكاري شيلات براي تكثير وارد كشور نمود!. به لحاظ اين كه اين گياه ازت زيادي توليد مي كند تا براي تهيه كودهاي ازته از گياه استفاده شود وهم چنين به عنوان غذاي ماهيان پرورشي علفخوار به نام فيتوفاگ داده شود. در ابتدا كشت و تكثير اين گياه به طور آزمايشي در درياچه هاي مصنوعي پرورش ماهي در استان گيلان انجام شد. ولي بذر اين گياه به وسيله پرندگان به تالاب انزلي برده شد و در اين تالاب زمينه رشد براي گياه فراهم بود. اين گياه به صورت گياهي مهاجم، اگر با رشد آن مبارزه اي فراگير انجام نشود ظرف چند سال آينده تمام سطح تالاب را خواهد پوشاند. اين گياه با ضخامتي در حدود ۱۰ سانتي متر سطح تالاب را مي پوشاند و با اين پوشاندن مانع رسيدن نور خورشيد به زير آب مي شود و در نتيجه فعل و انفعالات شيميايي توسط فيتوپلانكتونها در عمق آب انجام نمي شود و هم با مستور شدن سطح تالاب اكسيژن كافي به آبزيان نمي رسد.

 فاجعه آزولا در حال رخ دادن است

اقداماتي در جهت رفع اشكالات تالاب انزلي :

 1- فعاليتهايي در سالهاي اخير از سوي محيط زيست در خصوص جلوگيري از ريزش آلودگي كشتارگاهها و انواع صنايع به داخل تالاب انزلي. در ضمن با پيگيري اين سازمان درصد بالايي از واحدهاي صنعتي گيلان از سيستم‌هاي تصفيه فاضلاب برخوردار شده‌اند كه اين امر با ممانعت از ورود مستقيم فاضلاب‌هاي شيميايي سبب شد تا ميزان آلودگي دربخشهايي از تالاب انزلي كاهش يابد.

 2- وجود كارخانه كمپوست زباله براي ادامه حيات تالاب انزلي ضروري است. تا چندسال قبل كسي به فكر ساخت كارخانه كمپوست براي حل اين معضل نبود تا اين كه مسوولان به پيشنهاد كارشناسان و صاحب نظران تصميم به ساخت چنين كارخانه‌اي در اين شهر گرفتند. سرانجام كارساخت اين كارخانه از چهار ماه پيش به طور جدي آغاز شد اما به دليل فقدان اعتبارات لازم با حدود ‪ ۸۰درصد پيشرفت فيزيكي متوقف شد. يكي از اعضاي شوراي اسلامي شهر انزلي مردادماه امسال در مصاحبه‌اي اعلام كرده بود كارخانه كمپوست زباله مهرماه در انزلي به بهره‌برداري مي‌رسد.  ظرفيت اين كارخانه ‪ ۲۵۰تن در روز است و علاوه‌بر زباله‌هاي شهر انزلي كه به طور ميانگين روزانه ‪ ۱۲۰تن است قادر به تبديل بخشي از زباله‌هاي شهرهاي همجوار است.

 3- با توجه به ارزش بين‌المللي تالاب هم ‌اكنون يكي از گروههاي تحقيقاتي كشور ژاپن با نام جايكا (آژانس همكاريهاي بين‌المللي كشور ژاپن) مشغول پژوهش براي احياء اين تالاب زيبا است.

 گياهان تالاب :

در گذشته هاي نه چندان دور، اراضي پيرامون تالاب انزلي تحت تأثير آن به صورتهاي مرطوب و اشباع از آب و همچنين بركه هاي متعدد ،پذيراي انواع خاصي از درختان آبدوست نظير بيد و توسكا بوده است كه گذشته از چشم انداز بسيار زيبا، به دليل آن كه اين درخت همچون پمپ آب، آبهاي اضافي زميني را در خود كشيده و سپس تبخير مي كرد باعث خشك شدن زمينهاي غرقابي مي گردد. بدين ترتيب محيط هاي پذيرايي حشرات را (بركه ها و آبهاي سرگردان) از بين مي برد. چوب اين درختان نيز در انواع مختلف كاربردهاي فراوان محلي داشته است.

نيلوفرهاي آبي در سطح تالاب 

پرندگان تالاب انزلي:

درياي خزر يكي از مهمترين مناطق زيستگاهي پرندگان آبزي مهاجر است اين دريا در مركز توزيع جغرافيايي جمعيت غازها و اردك ها(مرغابي ها) غرب سيبري، خزر و نيل واقع شده و هر ساله در اين مسير پرواز بيش از ۱۰ تا ۱۲ ميليون انواع اردك و غاز، قو و ساير پرندگان به مهاجرت مي پردازند. بسياري از اين پرندگان بين يك تا سه ماه از زندگي خود را در حواشي درياي خزر سر مي كنند. تالاب انزلي و آبگيرهاي حاشيه آن از مهمترين مناطقي است كه مي تواند بهترين شرايط را براي گذران زمستان پرندگان مهاجر فراهم سازد. تنوع پوشش گياهي تالاب سبب جلب و جذب پرندگان مهاجر به تالاب انزلي شده است.

 

 از لحاظ پذيرش جمعيت پرندگان مهاجر در تالاب انزلي پنج منطقه مشخص شده كه هر كدام وضيعت خاصي از پذيرش جمعيت پرندگان مهاجر دارند كه عبارتند از:

1- جمعيت پرندگان بارز منطقه مركزي تالاب كه نسبت به قسمت هاي ديگر تالاب به پيري زودرس دچار شده است و اين وضعيت به علت وجود پسابهاي خانگي، صنعتي و زراعي است كه موجب افزايش رويش هاي گياهي و مصرف اكسيژن، تركيب نامناسبي از آلاينده ها و بويژه فلزات سنگين است. به علت حجم آبي كه توسط رودخانه هاي متعدد به آن وارد مي شود مثل يك سد محكم و پايدار در مقابل شوري آب دريا مقاومت كرده و مانع تركيب و اختلاط دو نوع آب مي شود. اين منطقه محيط چندان مناسبي نيست ولي به علت رويش گياهان مناسب تغذيه غازها در زمستانها مأمن و پناهگاه بزرگي از پرندگان مي باشد و در فصول ديگر بيشتر پذيراي فلامينگو مي باشد.

 ۲- بخش شرقي تالاب در اين بخش بيشتر جمعيت اردك ها و چنگر به چشم مي خورند و سپس با توجه به فراواني غازها، خروس كولي و كنار آبچرها و بقيه پرندگان از سهم كمتري در اين منطقه برخوردار هستند.

پستانداران تالاب انزلي

درباره پستانداران تالاب انزلي مطالب بيشتر و زنده تري را مي توان نوشت كه در اين ميان انواعي از پستانداران كه در ارتباط مستقيم با تالاب هستند از ساير پستانداران جدا مي گردد. وجود حداقل ۱۷ گونه خفاش در تالاب يكي از اين مطالب است كه نقش عمده اي در كنترل حشرات تالاب دارند. 

 گراز

آبزيان تالاب:

 تالاب انزلي يك مخزن آب لب شور با عمق كم به شمار مي رود. وجود محيط آبي زنده اي مانند تالاب انزلي در كنار درياي خزر و ارتباط وسيع آن با دريا محيط مطلوبي را براي تخم گذاري انواع ماهيان فراهم ساخته است. وجود ۲۰ گونه ماهي در تالاب انزلي تأييد شده است. كه ۱۱ گونه آن بومي، ۸ گونه مهاجر و يك گونه نيمه مهاجر است. ماهي سفيد و سوف كه از ماهيان مهاجر هستند براي تخم ريزي و زاد و ولد به تالاب آمده و پس از تخم ريزي مجدداً به دريا بازمي گردند. كپورماهيان، اردك ماهي از ماهيان بومي تالاب هستند كه به طور دائم در تالاب زيست مي كنند. به نظر مي رسد تغييرات درجه حرارت دريا و شرايط محيطي تالاب به گونه اي است كه اين زيستگاه را مساعدترين محل براي تخم گذاري ماهيان و پرورش طبيعي بچه ماهيها ساخته است. از جهت ديگر تالاب انزلي با داشتن آب شيرين و انواع گياهان و حيوانات آبزي از نظر تغذيه زيستگاه مناسبي براي ماهيان به شمار مي رود. جريان و آرامش نسبي آب در تالاب امكان آميزش اسپرم ماهي نر با تخم ماهي ماده را در شرايط مطلوب فراهم مي سازد و ريشه و ساقه گياهان آبزي محل چسبندگي خوبي براي لاروها به شمار مي رود و به همين لحاظ هر ساله گله هايي از انواع ماهيان براي تخم ريزي و توليد مثل به تالاب روي مي آورند. اين ماهيان منشأ عظيم صيدي هستند كه توسط صيادان به انواع مختلف در تالاب انزلي صورت مي گيرد.

رفت وآمد قايق هاي موتوري، آلوده شدن آب به روغن سنگين و مواد شيميايي سمي، صيد بي رويه در زمان تخم ريزي، آلودگيهاي ناشي از مصرف سموم گياهي و كود شيميايي در مزارع اطراف تالاب رفت وآمد ماهي ها رابراي تخم ريزي به تالاب كاهش داده است و امكان توليد مثل به مراتب دشوار و محدود شده است. مهمترين ماهيان تالاب انزلي عبارتند از :

1- اسبله :

گربه ماهي اروپايي يا اسبله 

2- سوف :

 سوف

3- اردك ماهي(شوك) :

 اردك ماهي (شوك)ا

4- كولمه :

ماهي كولمه 

5- ماهي سفيد :

ماهي سفيد 

6- ماش ماهي :

ماش ماهي 

7-  كپور :

 كپور

8- كپور نقره اي :

كپور نقره اي يا فيتوفاگ 

9- كپور علفخوار (آمور) :

 كپور علفخوار يا آمور

10- سياه كولي :

 سياه كولي

11- شاكولي :

شاكولي 

12- سيم :

ماهي سيم 

 

 

نوشته شده توسط محمد لوری در یکشنبه 3 خرداد1388 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



ابراز عشق

يك روز آموزگار از دانش‌آموزاني كه در كلاس بودند، پرسيد آيا مي‌توانيد راهي غيرتكراري براي ابراز عشق، بيان كنيد؟ برخي از دانش‌آموزان گفتند با بخشيدن عشقشان را معنا مي‌كنند. برخي «دادن گل و هديه» و «حرف‌هاي دلنشين» را راه بيان عشق عنوان كردند. شماري ديگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنج‌ها و لذت بردن از خوشبختي» را راه بيان عشق مي‌دانند.

در آن بين، پسري برخاست و پيش از اين كه شيوه دلخواه خود را براي ابراز عشق بيان كند، داستان كوتاهي تعريف كرد: «يك روز زن و شوهر جواني كه هر دو زيست‌شناس بودند، طبق معمول براي تحقيق به جنگل رفتند. آنان وقتي به بالاي تپه رسيدند، درجا ميخكوب شدند. يك قلاده ببر بزرگ، جلوي زن و شوهر ايستاده و به آنان خيره شده بود. شوهر، تفنگ شكاري به همراه نداشت و ديگر راهي براي فرار نبود.

 رنگ صورت زن و شوهر پريده بود و در مقابل ببر، جرات كوچك‌ترين حركتي نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حركت كرد. همان لحظه، مرد زيست‌شناس فريادزنان فرار كرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دويد و چند دقيقه بعد ضجه‌هاي مرد جوان به گوش زن رسيد. ببر رفت و زن زنده ماند.

 داستان به اينجا كه رسيد دانش‌آموزان شروع كردند به محكوم كردن آن مرد.

راوي اما پرسيد: آيا مي‌دانيد آن مرد در لحظه‌هاي آخر زندگي‌اش چه فرياد مي‌زد؟

 بچه‌ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته كه او را تنها گذاشته است!

 راوي جواب داد: نه، آخرين حرف مرد اين بود كه «عزيزم، تو بهترين مونسم بودي. از پسرمان خوب مواظبت كن و به او بگو پدرت هميشه عاشقت بود.»

قطره‌هاي بلورين اشك، صورت راوي را خيس كرده بود كه ادامه داد: همه زيست‌شناسان مي‌دانند ببر فقط به كسي حمله مي‌كند كه حركتي انجام مي‌دهد و يا فرار مي‌كند. پدر من در آن لحظه وحشتناك، با فدا كردن جانش، پيش‌مرگ مادرم شد و او را نجات داد. اين صادقانه‌ترين و بي‌رياترين‌ترين راه پدرم براي بيان عشق خود به مادرم و من بود.»

 

نوشته شده توسط محمد لوری در جمعه 25 اردیبهشت1388 ساعت 20 موضوع: | لینک ثابت



هفته اول بعد از ماه عسل

دوشنبه:

الان رسيديم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جديد مستقر شديم. خيلي سرگرم‌كننده هست اين كه واسه ريچارد آشپزي مي‌كنم. امروز مي‌خوام يه جور كيك درست كنم كه تو دستوراتش ذكر كرده 12 تا تخم‌مرغ رو جدا جدا بزنين، ولي من كاسه به اندازه كافي نداشتم واسه همين مجبور شدم 12 تا كاسه قرض بگيرم تا بتونم تخم‌مرغ‌ها رو توش بزنم.

سه‌شنبه:

 ما تصميم گرفتيم واسه شام سالاد ميوه بخوريم. در روش تهيه اون نوشته بود «بدون پوشش سرو شود» (dressing= لباس، سس‌زدن) خب من هم اين دستور رو انجام دادم، ولي ريچارد يكي از دوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون. نمي‌دونم چرا هر دو تاشون وقتي كه داشتم واسه‌شون سالاد رو سرو مي‌كردم اون جور عجيب و شگفت‌زده به من نگاه مي‌كردن.

 

چهارشنبه:

من امروز تصميم گرفتم برنج درست كنم و يه دستور غذايي هم پيدا كردم واسه اين كار كه مي‌گفت قبل از دم كردن برنج، كاملا شست‌وشو كنين. پس من آبگرم‌كن رو راه انداختم و يه حموم حسابي كردم قبل از اين كه برنج رو دم كنم. ولي من آخرش نفهميدم اين كار چه تاثيري تو دم كردن بهتر برنج داشت.

 پنجشنبه:

 باز هم امروز ريچارد ازم خواست كه واسه‌ش سالاد درست كنم. خب من هم يه دستور جديد رو امتحان كردم. تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده كنين و بعد اونو روي يه رديف كاهو پخش كنين و بذارين يه ساعت بمونه قبل از اين كه اونو بخورين. خب منم كلي گشتم تا يه باغچه پيدا كردم و سالادمو روي يه رديف از كاهوهايي كه اون جا بود پخش و پلا كردم و فقط مجبور شدم يه ساعت بالاي سرش بايستم كه يه دفعه يه سگي نياد اونو بخوره. ريچارد اومد اون جا و ازم پرسيد من واقعا حالم خوبه؟؟

نمي‌دونم چرا؟ عجيبه!!! حتما خيلي تو كارش استرس داشته. بايد سعي كنم يه مقداري دلداريش بدم.

 جمعه:

امروز يه دستور غذايي راحت پيدا كردم. نوشته بود همه مواد لازم رو تو يه كاسه بريز و بزن به چاك (beat it = در غذا: مخلوط كردن، در زبان عاميانه: بزن به چاك) خب منم ريختم تو كاسه و رفتم خونه مامانم. ولي فكر كنم دستوره اشتباه بود چون وقتي برگشتم خونه مواد لازم همون جوري كه ريخته بودمشون تو كاسه مونده بودند.

 شنبه:

 ريچارد امروز رفت مغازه و يه مرغ خريد و از من خواست كه واسه‌ي مراسم روز يكشنبه اونو آماده كنم، ولي من مطمئن نبودم كه چه جوري، آخه مي‌شه يه مرغ رو واسه يكشنبه لباس تنش كرد و آماده‌اش كرد. قبلا به اين نكته تو مزرعه‌مون توجهي نكرده بودم، ولي بالاخره يه لباس قديمي عروسك پيدا كردم و با كفش‌هاي خوشگلش... واي من فكر مي‌كنم مرغه خيلي خوشگل شده بود. وقتي ريچارد مرغه رو ديد اول شروع كرد تا شماره 10 به شمردن ولي بازم خيلي پريشون بود. حتما به خاطر شغلشه يا شايدم انتظار داشته مرغه واسه‌ا‌ش برقصه. وقتي ازش پرسيدم عزيزم آيا اتفاقي افتاده؟ شروع كرد به گريه و زاري و هي داد مي‌زد آخه چرا من؟ چرا من؟

 هووووم... حتما به خاطر استرس كارشه... مطمئنم...

 

نوشته شده توسط محمد لوری در دوشنبه 14 اردیبهشت1388 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



تفاوت ايراني با آمريكايي

سه نفر آمريكايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شركت در يك كنفرانس مي‌رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريكايي هر كدام يك بليت خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه ايراني‌ها سه نفرشان يك بليت خريده‌اند.

يكي از آمريكايي‌ها گفت: چطور است كه شما سه نفري با يك بليت مسافرت مي‌كنيد؟ يكي از ايراني‌ها گفت: صبر كن تا نشانت بدهيم. همه سوار قطار شدند. آمريكايي‌ها روي صندلي‌هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني‌ها سه نفري رفتند توي يك توالت و در را روي خودشان قفل كردند. بعد، مامور كنترل قطار آمد و بليت‌ها را كنترل كرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليت، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يك بليت آمد بيرون، مامور قطار آن بليت را نگاه كرد و به راهش ادامه داد.

آمريكايي‌ها كه اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند كه چقدر ابتكار هوشمندانه‌اي بوده است. بعد از كنفرانس آمريكايي‌ها تصميم گرفتند در بازگشت همان كار ايراني‌ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز كنند.

وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريكايي يك بليت خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه آن سه ايراني هيچ بليتي نخريدند. يكي از آمريكايي‌ها پرسيد: چطور مي‌خواهيد بدون بليت سفر كنيد؟ يكي از ايراني‌ها گفت: صبر كن تا نشانت بدهم.

سه آمريكايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريكايي رفتند توي يك توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريكايي‌ها و قطار حركت كرد. چند لحظه بعد از حركت قطار يكي از ايراني‌ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريكايي‌ها و گفت: بليت، لطفا!!!!!!

 

نوشته شده توسط محمد لوری در جمعه 11 اردیبهشت1388 ساعت 20 موضوع: | لینک ثابت



اعتراف

مرد براي اعتراف نزد كشيش رفت.

ــ پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهاني دوم من به يك يهودي پناه دادم.

ــ مسلما تو گناه نكرده‌اي پسرم.

ــ اما من ازش خواستم براي ماندن در انباري من هفته‌اي 20 شيلينگ بپردازد.

ــ البته اين يكي زياد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادي، بنابراين بخشيده مي‌شوي.

ــ اوه پدر اين خيلي عاليه. خيالم راحت شد. حالا مي‌تونم يه سوال ديگه هم بپرسم؟

ــ چي مي‌خواي بپرسي پسرم؟

به نظر شما بايد بهش بگم كه جنگ تموم شده؟

 

نوشته شده توسط محمد لوری در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



هر اتفاقي كه رخ مي‌دهد، به صلاح ماست

سال‌هاي بسيار دور پادشاهي زندگي مي‌كرد كه وزيري داشت. وزير همواره مي‌گفت: هر اتفاقي كه رخ مي‌دهد به صلاح ماست.

 روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد، اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد، وزير كه در آنجا بود، گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ مي‌دهد در جهت خير و صلاح شماست!

پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده‌خاطر شد و دستور زنداني كردن وزير را داد...

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول اسب‌سواري بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد، درحالي كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبيله‌اي رسيد كه مردم آن در حال تدارك مراسم قرباني براي خدايانشان بودند. زماني كه مردم پادشاه خوش سيما را ديدند خوشحال شدند، زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني براي تقديم به خداي آنهاست!!!

آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند، اما ناگهان يكي از مردان قبيله فرياد كشيد: چگونه مي‌توانيد اين مرد را براي قرباني كردن انتخاب كنيد در حالي كه وي بدني ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنيد!!!

به همين دليل وي را قرباني نكردند و آزاد شد.

پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت: اكنون فهميدم منظور تو از اين‌كه مي‌گفتي هر چه رخ مي‌دهد به صلاح شماست، چه بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگي‌ام نجات يابد، اما در مورد تو چي؟ تو به زندان افتادي اين امر چه خير و صلاحي براي تو داشت؟!!

وزير پاسخ داد: پادشاه عزيز مگر نمي‌بينيد، اگر من به زندان نمي‌افتادم مانند هميشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زماني كه شما را قرباني نكردند، مردم قبيله مرا براي قرباني كردن انتخاب مي‌كردند، بنابراين مي‌بينيد كه حبس شدن نيز براي من مفيد بود!!!

 

 

نوشته شده توسط محمد لوری در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



 

 

 

 

 

 

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     M A H D Y