تبليغاتX
html> مرداب
 

 

مرداب

 

 

گل نيلوفر در مرداب مي‌رويد تا همه بدانند در سختي‌ها، بايد زيباترين‌ها را بيافرينند...

 

 

             

 

 

درباره وبلاگ

ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير
مونده يك مرداب پير توي دست خاك اسير
منم اون مرداب پير از همه دنيا جدام
داغ خورشيد به تنم زنجير زمين به پام
من همونم كه يه روز مي‌خواستم دريا بشم
مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم تا به فردا برسم
اولش چشمه بودم زير آسمون پير
اما از بخت سيام راهم افتاد به كوير
چشم من به اونجا بود پشت اون كوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام يه چاله كند
توي چاله افتادم خاك منو زندوني كرد
آسمونم نباريد اونم سرگروني كرد
حالا يه مرداب شدم يه اسير نيمه جون
يه طرف ميرم تو خاك يه طرف به آسمون
خورشيد از اون بالاها زمينم از اين پايين
هي بخارم مي‌كنن زندگيم شده همين
با چشام مردنمو دارم اينجا مي‌بينم
سرنوشتم همينه من اسير زمينم
هيچي باقي نيست ازم لحظه‌هاي آخره
خاك تشنه همينم داره همراش مي‌بره
خشك ميشم تموم ميشم فردا كه خورشيد مياد
شن جامو پر مي‌كنه كه مياره دست باد


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


آرشیو موضوعی

عکس


پیوندهای روزانه

روزنامه جام‌جم


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387


طراح قالب

M A H D Y


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

     

گفتگو با خدا

ديشب خوابي ديدم. خواب ديدم كه با خداوند گفتگويي دارم.

خداوند پرسيد: پس ميخواهي با من گفتگويي داشته باشي؟

گفتم آري، اگر وقت داشته باشي.

خداوند لبخندي زد و سپس گفت من به اندازه ابديت وقت دارم.

هرچه مي‌خواهد دل تنگت بگو... !

پرسيدم چه چيز آدم‌ها تو را به شگفتي مي‌اندازد؟

خداوند پاسخ داد: اين چيزها:

آنها از كودكي خويش ملول مي‌شوند

براي بزرگ شدن شتاب مي‌كنند، بزرگ مي‌شوند، آنگاه دوست دارند به كودكي بر گردند!

آنها براي به دست آوردن ثروت سلامت خويش را مي‌بازند، ثروت را به دست مي‌آورند، آنگاه آن را در راه به دست آوردن سلامت خويش خرج مي‌كنند!

آنها بي‌تاب آينده‌اند؛ لحظه حال را فراموش مي‌كنند و بدين سان نه در حال زندگي مي‌كنند و نه در آينده!

آنها چنان زندگي مي‌كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و چنان مي‌ميرند كه گويي هرگز به دنيا نيامده‌اند!

آنگاه دستان گرم خداوند دستانم را گرفتند و ما هردو لحظاتي سكوت كرديم.

پرسيدم ما مردم عيال توييم اي خدا!

دوست داري ما بيشتر يادآور چه چيزهايي باشيم؟

خداوند گفت اين چيزها:

شما نمي‌توانيد كسي را واداريد كه دوست‌تان داشته باشد

شما فقط مي‌توانيد خود را دوست‌داشتني كنيد.

خوب نيست وضع خودتان را با وضع ديگران قياس كنيد.

بخشش را با بخشيدن مي‌توان آموخت.

ممكن است در مدت چند ثانيه؛ در دل كساني كه دوست‌شان مي‌داريد زخمي عميق ايجاد كنيد، اما شفا دادن آن زخم سال‌ها طول خواهد كشيد.

دارا كسي نيست كه مال فراواني دارد، بلكه كسي هست كه نياز كمتري دارد.

هميشه هستند كساني كه شما را دوست دارند، اما نمي‌دانند چگونه عشق‌شان را ابراز كنند!

ممكن است دو نفر به يك چيز نگاه كنند، اما آن چيز را متفاوت ببينند.

بخشيدن يكديگر كافي نيست، شما بايد خود را نيز ببخشيد.

گفتم متشكرم خدا!

آيا چيزي هست كه دوست داشته باشي آن را هميشه به ياد داشته باشيم؟

خداوند دوباره لبخندي زد و گفت:

 دوست دارم بدانيد كه من هستم و هميشه خواهم بود.

(اشو)

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در جمعه 1 آبان1388 ساعت 18 موضوع: | لینک ثابت



اتفاقات پشت سر هم

اتفاقات پشت سر هم

كشته شدن فرماندهان سپاه، دانشجويان و مردم عادي در حوادث اخير

اتفاقات در ايران هم در نوع خود جالب است. معمولا حوادث در ايران پشت‌سر هم اتفاق مي‌افتد و كلي هم كشته و زخمي به همراه دارد. چند روز پيش (يكشنبه 26 مهر) در عملياتي تروريستي در استان سيستان و بلوچستان تعدادي از هموطنان و همچنين جمعي از فرماندهان سپاه استان سيستان و بلوچستان كشته شدند

اين حمله صبح روز يكشنبه 26 مهر (18 اكتبر) و در جريان همايشي ميان سران طوايف و قبايل در منطقه پيشين (در حد فاصل شهرستان‌هاي سرباز و چابهار در جنوب سيستان و بلوچستان) رخ داد.

در يك گزارش گفته شده كه دو بمب منفجر شده كه يكي در داخل محل همايش بوده و بمب ديگر در كنار گروهي از پاسداران را كه تازه رسيده بودند، منفجر شده است.

ظاهرا اين همايش با هدف ايجاد وحدت ميان عشاير شيعي و سني برگزار شده بود و چند فرمانده سپاه از جمله نورعلي شوشتري، جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران ايران و فرمانده قرارگاه قدس، و رجب علي محمدزاده فرمانده سپاه استان سيستان و بلوچستان در اثر اين انفجار كشته شده‌اند.

فرمانده سپاه ايرانشهر، فرمانده سپاه سرباز، و فرمانده تيپ اميرالمومنين نيز از جمله كشته شدگان هستند.

تلويزيون ايران اعلام كرده كه جندالله يك گروه پيكارجوي سني، مسووليت اين انفجار را به عهده گرفته است.  ايرنا خبرگزاري رسمي ايران انفجار انجام شده را حمله‌اي انتحاري دانسته و از برخي منابع نقل كرده بود كه انفجار توسط فردي انجام شد كه مواد منفجره به خود بسته بود.

برخي منابع از كشته شدن گروهي از سران قبايل و عشاير استان نيز در جريان اين حادثه خبر داده‌اند.

جلال سياح، معاون امنيتی و انتظامی استاندار سيستان و بلوچستان آخرين آمار شهدای جنايت تروريستی شهرستان سرباز را ۴۱ نفر و تعداد مجروحان را ۲۸ تن اعلام کرد.

همچنين در همان روز يكشنبه 26 مهر ساعت  21 قطار مسافربري تهران ــ كرمان از ريل خارج شد. بنابه گزارش ها این قطار 400 مسافر داشت.

بهروز تاكي، مدير كل راه آهن اصفهان در گفت و گو با خبرگزاري فارس اظهار داشت: قطار مسافربري تهران - كرمان كه در ساعت 18:25 روز گذشته از تهران به مقصد كرمان در حال حركت بود در ساعت 21 در محل شورآب حوالي روستاي آب‌شيرين كاشان دچار حادثه شد و 3 واگن آن از ريل خارج شد. وي تاكيد كرد: اين 3 واگن شامل يك سالن مسافربري، يك واگن موتورخانه و يك موتور حمل خودرو بود.

تاكي با بيان اينكه در اين سانحه تنها 19 نفر از مسافران دچار جراحت شدند خاطرنشان كرد: هر 19 مسافر زخمي اين حادثه در اورژانس شهرستان كاشان پذيرش شدند كه مداواي 15نفر به صورت سرپايي انجام شد و 4 مسافر براي مداواي بيشتر در بيمارستان بستري شدند.

عجب يكشنبه نحسي بود. حوادث تمامي ندارد برخورد دو دستگاه اتوبوس در 10 کيلومتري شيراز 6 کشته و 41 زخمي بر جاي گذاشت.

مديرروابط عمومي اورژانس فارس در گفتگو با خبرنگار جام جم در شيراز گفت: اين سانحه دلخراش رانندگي ساعت 6:50 دقيقه بامداد روز دوشنبه 27 مهرماه اتفاق افتاد که بر اثر آن دو اتوبوس که يکي از سمت کرج به شيراز و ديگري نيز از سمت شيراز به سمت مرودشت درحرکت بود برخود کردند.

رستگار گفت: متاسفانه در اين سانحه دلخراش 2 دانشجو بنام هاي رضا زارع و افشين عظيمي به همراه راننده اتوبوس حامل دانشجويان، کمک راننده وي، يک زن ميانسال و يک نفر ديگر که ناشناس بودند، جان باختند.

اينها قسمتي از حوادثي است كه اتفاق مي‌افتد اگر خاطرتان باشد چند وقت پيش حوادث مختص هواپيماها بود و يكي پس از ديگري سقوط مي‌كردند.

سقوط هواپیما در نزدیکی قزوین ۱۶۸ کشته برجا گذاشت يا فرود اضطراری هواپيما در فرودگاه مشهد بيش از ۳۰ کشته و زخمی برجا گذاشت و... .

شايد شانس ما ايراني‌ها باشد كه اگر اتفاقي رخ مي‌دهد كه تعدادي كشته داشته باشد پشت‌سر هم حوادث ديگر اتفاق مي‌افتد تا بر تعداد كشته افزوده شود. انگار هر موقع جمعيت ايران به حالت سرريز مي‌شود بايستي يكسري اتفاقاتي رخ دهد تا جمعيت اضافي كشور به نوعي كشته شوند تا دوباره به حالت نرمال خود درآيد. البته اميدواريم كه اينجور اتفاقات براي هيچ‌كس رخ ندهد. ان‌شاءالله

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در سه شنبه 28 مهر1388 ساعت 17 موضوع: | لینک ثابت



ثبت ركورد حمل بيشترين مسافر و بار توسط كاميون در آفريقا

ثبت ركورد

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در دوشنبه 27 مهر1388 ساعت 17 موضوع: | لینک ثابت



وصيتنامه فرمانرواي بزرگترين امپراطوري دنيا، داريوش كبير، به فرزند و جانشينش:

اينك كه من از دنيا مي‌روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن‌ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.

اكنون كه من از اين دنيا مي‌روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي‌باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي‌گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان.

مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن.

ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي‌شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي‌شود حشرات در آن به وجود نمي‌آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي‌ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود.

هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار‌هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.

كانالي كه من مي‌حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي‌ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي‌ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند.

اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند.

توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت.

افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن‌ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن‌ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي‌گذارند و تسليم مي‌شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند.

امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد.

همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند.

بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي‌تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي‌كردم. مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت به‌دست مي‌آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي‌طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند، ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اين است كه وقتي كشوري آباد نمي‌شود به طرف ويراني مي‌رود، در آباد كردن، حفر قنات، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده.

عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته‌ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده‌اي، زيرا حق ديگري را پايمال نموده‌اي.

بيش از اين چيزي نمي‌گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه‌ها را كرده‌ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي‌كنم مرگم نزديك شده است.

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در جمعه 3 مهر1388 ساعت 20 موضوع: | لینک ثابت



http://www.ohiostatealumni.org/students/Three%20Rings%20Stacked.JPG

تا به حال به اين فكر كرده‌ايد كه انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنايي دارد؟ به شما مي‌گوييم كه هر انگشت، نشانه چيست و چطور انداختن انگشتر در انگشتان مختلف تفاوت مي‌كند.

گاهي اوقات، عليرغم همه تلاش‌هايي كه مي‌كنيم، زندگي به مراد ما پيش نمي‌رود. اين همان زماني است كه بعضي از آدمها به سراغ فال و طالع‌بيني مي‌روند تا به طريقي زندگيشان را رونق بدهند.

كف‌بيني، فال اعداد، تاروت و از اين قبيل بعضي از راه‌هايي هستند كه متخصصان اين رشته ادعا دارند به وضعيت كنوني افراد كمك مي‌كند. يك چيزي كه خيلي براي من جالب بود انگشترهايي است كه اين متخصصان به افراد توصيه مي‌كنند كه بيندازند. اين انگشترها وقتي با سنگ تولد هركس ادغام شود در خيلي از جوانب زندگي هر فرد تعادل ايجاد مي‌كند. اما آيا تا به حال اين سوال برايتان پيش آمده كه هر انگشت براي انداختن انگشتر چه معنا و مفهومي دارد؟ آيا انداختن انگشتر در يك انگشت بخصوص نشان‌دهنده يك مفهوم عميق است؟ پس اجازه بدهيد نگاهي به مفهوم انگشت‌هاي مختلف براي انداختن انگشتر بيندازيم.

مفهوم انگشت‌هاي مختلف براي انداختن انگشتر

انگشت شست: نشان‌دهنده قدرت اراده در فرد است. اين انگشت با خودِ دروني فرد در ارتباط است. وقتي به شما گفته مي‌شود كه در انگشت شستتان انگشتري بيندازيد، به دقت مراقب تغييراتي كه در زندگيتان اتفاق مي‌افتد، باشيد. اين انگشتر قدرت اراده شما را تقويت خواهد كرد.

انگشت اشاره: نشان‌دهنده قدرت، رهبري و جاه‌طلبي است. اين انگشت نشان‌دهنده يك نوع قدرت خاص است. اين مساله به‌خصوص در قديم‌الايام وقتي پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر مي‌انداختند، بيشتر نمود دارد. در نتيجه، انداختن انگشتر در اين انگشت به شما در اين زمينه كمك مي‌كند.

انگشت وسط: نشان‌دهنده فرديت و هويت فرد است. اين انگشت كه در وسط قرار گرفته است نشان‌دهنده يك زندگي متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در اين انگشت به شما كمك مي‌كند زندگي متعادل‌تري داشته باشيد.

انگشت انگشتري انگشت چهارم: انگشت انگشتري دست چپ به قلب رابطه مستقيم دارد. به‌خاطر همين است كه حلقه ازدواج در اين انگشت انداخته مي‌شود. اين انگشت همچنين نشان‌دهنده احساسات و خلاقيت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما كمك مي‌كند در زندگي خود خوشبين‌تر باشيد.

انگشت كوچك: نشان‌دهنده همه چيز در روابط شماست. اين انگشت نشان‌دهنده روابط ما با محيط بيرون مي‌باشد و دقيقاً مخالف شست است كه به خودِ دروني ما اشاره دارد. اين انگشت نشان‌دهنده رفتار ما با ديگران است. انداختن انگشتر در اين انگشت به شما كمك مي‌كند روابط خود را تقويت كنيد، به خصوص در مورد ازدواج. به ارتقاي روابط كاري هم كمك مي‌كند.

انگشترها در ميان ساير جواهرات اهميت بيشتري دارند. قبل از اين‌كه تصميم بگيريد هر انگشتري دستتان كنيد، بهتر است با يك متخصص در مورد نوع جواهري كه مي‌خواهيد دست كنيد، صحبت كنيد. اين انگشتر، چه يك انگشتر الماس يا انگشتر نامزدي يا عروسي يا هر انگشتر ديگري باشد، نمي‌توان زيبايي آنها را به‌عنوان جواهرهايي شيك ناديده گرفت. پس فقط به دلايل باورها و اعتقادات مذهبي نيست كه خيلي‌ها انگشتر دست مي‌كنند، اين مساله مي‌تواند جنبه مدگرايي هم داشته باشد. دليل آن مهم نيست، مهم اين است كه انداختن انگشتر به ارتقاء وضعيت ظاهر شما كمك مي‌كند.

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در سه شنبه 24 شهریور1388 ساعت 20 موضوع: | لینک ثابت



اگر مي‌خواهيد همه عمر شاد باشيد...

 1. بر سكوت متمركز شويد، هنگامي كه سكوت فرا رسيد، در آن زندگي كنيد. بكوشيد به هرجا كه مي‌رويد، پيك آرامش باشيد. مردمان سخت كوش، هرگز به كار بيهوده و آنچه سرگرمي است نمي‌پردازند. با اين همه بدانيد، زماني كه به كار سرگرم كننده روي مي‌آوريد، زماني است كه تباه نمي‌شود.

 2. هميشه تمايل بر اين است كه در دگرگوني‌هاي زندگي، بر رويدادي آزار دهنده متمركز شويم. از استرس‌هاي خويش هراس مكنيد و گاه تغييرات را بپذيريد.

 3. زيباترين ظرف ميوه خوري را پر از ميوه كنيد، خوردن ميوه استرس را كاهش مي‌دهد. با خوردن ميوه بيشتر، احساس آرامش مي‌كنيد.

 4. هر كاري را ده دقيقه زودتر آغاز كنيد، اين كار به ويژه در سفر، شما را از استرس دير رسيدن دور مي‌كند. در اين راه ده دقيقه آرام در اختيار شماست. ده دقيقه پيش از آن كه دل مشغولي بعدي فرا رسد.

 5. بدترين تشويش‌ها با آينده پيوند دارد، تشويش به مشكلي كه هنوز فرا نرسيده است. به اينك و حال بينديشيد و از استرس دوري جوييد.

 6. در برخورد با مردمان و رويدادها تمرين كنيد تا بهترين را ببينيد. با اين كار از بدبيني، دور و مثبت گرا مي‌شويد. مثبت گرايي و خوش بيني به آرامش مي‌انجامد.

 7. در اتاق خود آيينه‌اي بزرگ و زيبا بياويزيد، به هنگام ملال روبروي آن بايستيد، به خود نگاه كنيد و لبخند بزنيد. حاصل اين كار آرامش است.

 8. برتر بودن را به ديگران وانهيد و از پيامد آن شگفت زده شويد. از آن چه هستيد خشنود باشيد. گاه اين كار، تن آرامي شما را بيشتر مي‌كند.

 9. دريغ بردن بر گذشته نابخردانه است. گذشته فقط در خاطر شما است. توجه بدين واقعيت شما را آرام مي‌كند.

 10.آرامش را از كودكان بياموزيد. ببينيد آنها چگونه از هر لحظه خويش لذت مي‌برند. همچون كودكان باشيد و به آرامش دست يابيد.

 11. به انديشه‌هاي آرام بخش روي آوريد؛ صحنه‌هاي آرام بخش را تصور كنيد، نوايي آرام بخش را به خاطر بياوريد و ببينيد چگونه دگرگون مي‌شويد.

 12.  بي نظمي‌هاي فيزيكي تنش آفرين است، آشفتگي زدايي راهي است به آرامش.

 13. پرنده‌اي زيبا يا حيواني كوچك را در خانه نگه داريد. بدو مهر بورزيد و از اين راه، دست ياري براي راهيابي به آرامش بيابيد.

 14. احساس ناخوشايند به ديگران، شما را آزار مي‌دهد نه ديگران را. به خاطر آرامش خويش بخشنده باشيد.

 15. گاهي با خويش خلوت كنيد. در را ببنديد و به نيازها و مسووليت‌هاي خويش بينديشيد؛ هر روز دست كم زماني را صرف اين كار كنيد.

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در چهارشنبه 11 شهریور1388 ساعت 20 موضوع: | لینک ثابت



خدا در كنار ماست

مردي با خود زمزمه مي‌كرد: خدايا با من حرف بزن! يك سار شروع به خواندن كرد،‌ اما مرد نشنيد. مرد فرياد برآورد: خدايا با من حرف بزن! آذرخش در آسمان غريد، اما مرد اعتنايي نكرد. مرد به اطراف خود نگاه كرد و گفت: پس تو كجايي؟ بگذار تو را ببينم! ستاره‌اي درخشيد، اما مرد نديد. مرد فرياد كشيد: خدايا به من معجزه‌اي نشان بده! كودكي متولد شد، اما مرد باز توجهي نكرد... مرد در نهايت يأس فرياد زد: خدايا خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببينم... از تو خواهش مي‌كنم... پروانه‌اي روي دست مرد نشست، و او پروانه را پراند و به راهش ادامه داد. ما خدا را گم مي‌كنيم در حالي كه او در كنار نفسهاي ما جريان دارد... خدا اغلب در شاديهاي ما سهيم نيست... تا به حال چند بار شاديهايمان را آرام و بي بهانه به او گفته ايم؟ تا بحال به او گفته ايم كه چقدر خوشبختيم؟؟ كه چقدر همه چيز خوب است؟ كه چه خوب او هست؟؟ خيال مي‌كنيم تنها زمانيكه به خواسته خود رسيده‌ايم او ما را ديده و حس كرده است اما... گاهي بي‌پاسخ گذاشتن برخي خواسته‌هاي ما نشانگر لطف بي اندازه او به ماست...

 

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در چهارشنبه 14 مرداد1388 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



جملات قصار معلم شهيد دكتر علي شريعتي

۱ــ دو بيگانه هم درد از خويش بي درد يا نا هم درد با هم خويشاوندترند

2ــ انسان نقطه‌اي است ميان دو بي نهايت: بي نهايت لجن بي نهايت فرشته

۳ــ آن گاه كه تقدير واقع نگرديد از تدبير نيز كاري ساخته نيست.

۴ــ مذهب اگر پيش از مرگ به كار نيايد پس از مرگ به هيچ كار نخواهد آمد.

۵ــ اساسا، «خوشبختي» فرزند نامشروع، «حماقت» است.

۶ــ اگر توانستي «نفهمي» مي‌تواني خوشبخت باشي!

۷ــ جامعه دو طبقه دارد: ۱ــ طبقه‌اي كه مي‌خورد و كار نمي‌كند ۲ــ طبقه‌اي كه كار مي‌كند و نمي‌خورد.

۸ــ چقدر نشنيدن‌ها و نشناختن‌ها و نفهميدن‌ها كه به اين مردم آسايش و خوشبختي بخشيده است.

۹ــ تمام بدبختي‌هاي آدم مال اين دو كلمه است يكي داشتن و يكي خواستن

۱۰ــ چقدر ندانستن‌ها و نفهميدن‌ها كه از دانستن‌ها و فهميدن‌ها بهتر است.

۱۱ــ كيست كه تنها آرزوي هميشگي‌اش در اين جهان اين باشد كه تنها چيزي را كه از اين جهان آرزو مي‌كند از دست بدهد؟

۱۲ــ آنها كه از در مي‌آيند و مي‌روند چهارپايان نجيب و ساكت تاريخ‌اند حادثه‌ها را تنها كساني در زندگي آدمي آفريده‌اند كه از پنجره‌ها بيرون جسته‌اند و... يا به درون پريده‌اند.

۱۳ــ چقدر دعا مي‌كنم كه: بعضي اصوات را نشنوني، بعضي رنگ‌ها نبيني، بعضي افكار را نفهمي، بعضي حالات را حس نكني

۱۴ــ با همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو در انزوا پاك ماندن نه سخت است و نه با ارزش.

۱۵ــ وقتي در صحنه حق و باطل نيستي، وقتي كه شاهد عصر خودت و شهيد حق و باطل جامعه‌ات نيستي، هركجا كه خواهي باش چه در نماز ايستاده باشي چه به شراب نشسته باشي، هر دو يكي است.

۱۶ــ حوادث، انسان‌هاي بزرگ را متعالي و آدم‌هاي كوچك را متلاشي مي‌كند.

۱۷ــ اين سه‌راهي است كه در پيش پاي هر انساني گشوده است: پليدي، پاكي و پوچي

۱۸ــ شرف مرد همچون بكارت يك دختر است، اگر يك بار لكه‌دار شد ديگر هرگز جبران‌پذير نيست.

۱۹ــ چقدر دوست دارم اين سخن مسيح را «از راه‌هايي مرويد كه روندگان آن بسيارند از راه‌هايي برويد كه روندگان آن كم‌اند»

۲۰ــ آدم بالاخره مي‌ميره حالا من به اسهال خوني بميرم بهتره يا به خاطر حرفم؟

۲۱ــ آنجا كه عشق فرمان مي‌دهد، محال سر تسليم فرو مي‌آرد.

۲۲ــ چاپلوسي يونجه لطيفي است براي درازگوشان دمبه‌دار خوشحال

۲۳ــ گريستن خوب نيست، مگر بشود جوري گريست كه چشم‌ها نفهمند

۲۴ــ پروانه شمع اگر همچون مرغ خانگي نه بر گرد شمع كه در پي خروس مي‌رفت، زندگي در زير پايش رام مي‌گشت و آسمان بر بالاي سرش به كام

۲۵ــ من از دو كار نفرت دارم: يكي درد دل كردن كه كار شبه مردهاست و يكي هم از خود دفاع كردن براي تبرئه خود، جوش زدن كه كار مستضعفين است. شجاع به همدرد نيازمند نيست از ناله شرم دارد.

۲۶ــ براي خوشبخت بودن به هيچ چيز نياز نيست جز به نفهميدن و ياس، انسان امروزه ياسي است ناشي از آگاهي‌اش به خويش و خوش‌بيني انسان در تاريخ زاييده جهلش نسبت به خويش است.

۲۷ــ زني كه زيبايي انديشه پيدا كرده باشد، زيبايي بدنش را نشان نمي‌دهد.

۲۸ــ دو پديده را مردم يا عوام نمي‌توانند از هم سوا كنند، يكي شور مذهبي است يكي شعور مذهبي. كه اين دو ربطي به هم ندارند آن كسي كه شور مذهبي دارد خيال مي‌كند كه شعور مذهبي هم دارد.

۲۹ــ هركس – نه تنها – به ميزان معلوماتي كه دارد عالم نيست بكله به ميزان مجهولاتي كه در عالم احساس مي‌كند، عالم است.

۳۰ــ انسان به ميزان برخورداري‌هايي كه در زندگي دارد، انسان نيست؛ بلكه به اندازه نيازهايي كه در خود احساس مي‌كند، انسان است.

۳۱ــ براي اين كه قومي خوب سواري بدهد، بايد احساس انسان بودن از او گرفته شود.

۳۲ــ چقدر اين قفس برايم تنگ است. من تاب تنگنا ندارم!

 

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در سه شنبه 16 تیر1388 ساعت 19 موضوع: | لینک ثابت



مقبره كوروش روي نقشه ماهواره‌اي ‏Google earth‏ سه بعدي ثبت شد

شركت گوگل در تازه‌ترين اقدام خود، تصوير آرامگاه كوروش را به صورت سه بعدي روي نقشه ماهواره‌اي Google earth ثبت كرد.

به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي، شركت گوگل به عنوان يكي از بزرگترين شركت‌هاي اينترنتي جهان طي 2 سال گذشته اقدام به سه بعدي كردن برخي بناهاي مشهور جهان روي نقشه ماهواره‌اي Google earth كرده است. اين شركت در تازه‌ترين اقدام خود، پيش از تهيه نسخه جديد اين نرم‌افزار تصوير آرامگاه كوروش را سه بعدي كرد.

به اين ترتيب كاربران نرم‌افزار Google earth نه تنها روي نسخه قديم اين نرم‌افزار كه روي نسخه جديد آن كه اكنون به صورت Beta در اختيار كاربران انترنتي قرار گرفته است مي‌توانند مقبره كوروش را به صورت سه بعدي ديده و همانند تصاوير كو‌ه‌ها در اين نرم‌افزار به دور آن چرخش كنند.

پيش از اين چندين بناي تاريخي و ساختمان مهم در جهان به صورت سه بعدي روي صفحه Google earth ديده مي‌شد كه از آن جمله مي‌توان به كعبه، اهرام مصر، ساختمان راديو فرانسه، برج ايفل و بسياري آثار ديگر اشاره كرد.

مقبره كوروش در سال 1383 و با راي تمام شركت‌كنندگان در اجلاس جهاني يونسكو به فهرست ميراث جهاني پيوست. اين اثر منحصر به فرد در دشت پاسارگاد واقع شده است و يكي از پربيننده‌ترين آثار باستاني كشور محسوب مي‌شود.

كوروش از جمله شخصيت‌هاي مهم تاريخي كشور است كه نام و جايگاه‌هي جهاني دارد. منشور كوروش كه امروز در موزه بريتانيا نگهداري مي‌شود به عنوان منشور صلح جهاني شناخته شده است و از آن به عنوان نخستين بيانيه حقوق بشر ياد مي‌شود.

همچنين در نسخه جديد Google earth تعداد تصاوير 360 درجه از آثار تاريخي كشور بيشتر شده است كه از آن جمله مي‌توان به تصاوير 360 درجه ميدان آزادي و بخش‌هاي مختلف تخت جمشيد، و برخي كوه‌هاي كشور اشاره كرد.

 

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در چهارشنبه 10 تیر1388 ساعت 18 موضوع: | لینک ثابت



نشانه‌هاي زن و شوهر بودن!!!!

روزي زن و شوهر جواني از راهي مي‌رفتند. ماموران تا آنها را ديدند خواستند گيري دهند، پس پرسيدند شما دو با هم چه نسبتي دارديد؟ زن و شوهر جواب دادند: زن و شوهريم.

از آنها مدرك خواستند، گفتند نداريم!

ماموران پرسيدند، پس چگونه باور كنيم كه شما دو نفر زن و شوهريد؟

گفتند ما نشانه‌هاي فراواني داريم براي ثابت كردن اين امر:

اول: اين‌كه آن مدل افراد كه شما مي‌گوييد دست در دست هم مي‌روند و ما دست‌هايمان از هم جداست.

دوم: آن‌كه آنها هنگام راه رفتن و صحبت كردن به هم نگاه مي‌كنند و ما رويمان به طرف ديگريست.   

سوم: آن‌كه آنها هنگام صحبت كردن و راه رفتن با احساس با هم حرف مي‌زنند و ما به هم هيچ احساسي نداريم. 

چهارم: آن‌كه آنها با هم بگو بخند مي‌كنند ولي ما غمگينيم.

 پنجم: آن‌كه آنها به هم چسبيده راه مي‌روند و ما يكي از آن يكي جلوتر مي‌رود.

 ششم: آن‌كه آنها هنگام با هم بودن كيكي بستني چيزي مي‌خورند و ما هيچ نمي‌خوريم.

هفتم: آن‌كه آنها هنگام با هم بودن بهترين لباس‌هايشان را مي‌پوشند و ما لباس‌هاي قديمي تنمان است.

هشتم آن‌كه....

 ماموران كه عصباني شده بودند، گفتند: برويد برويد......

 

تنظيم شده توسط محمد لوری در جمعه 29 خرداد1388 ساعت 18 موضوع: | لینک ثابت



 

 

 

 

 

 

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     M A H D Y